موازنه نقض حقوق بشری و حقوق بشردوستانه با مصونیت سران دولتها با تأکید بر پرونده عمر البشیر در دیوان بینالمللی کیفری
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حقوق کیفری و جرمشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه حقوق کیفری و جرمشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه حقوق کیفری و جرمشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. (نویسنده مسؤول)
doi
10.22034/jccj.2023.412612.1341چکیده
مهمترین قضیهای که در دیوان بینالمللی کیفری در ارتباط با مصونیت سران دولتها مطرح شده است، قضیه عمرالبشیر بوده که از چند جهت دارای اهمیت است. اولاً نحوه اجرای تصمیم صادره دیوان ناظر بر استرداد یک متهم تحتتعقیب که کشور متبوع آن عضو اساسنامه دیوان نیست. ثانیاً تعارض میان عدم مصونیت سران دولتها با قاعده منع امکان استناد به مصونیت شخصی سران دولتها. اهدافی که از این تحقیق دنبال میشوند اولاً بررسی اولویت موازین حقوق بشری و حقوق بشردوستانه نسبت به قاعده مصونیت سران دولتها ثانیاً با توجه به اینکه جنایات در دارفور در یک کشور اسلامی به نام سودان واقع شده است، فلذا تعقیب عمر البشیر در دیوان، نمایانگر رویکرد جامعه بینالمللی به یک کشور اسلامی نیز است. سؤال اصلی که در این تحقیق که بهصورت توصیفی-تحلیلی صورت میگیرد آن است که چه چالشهای حقوقی برای عدم مصونیت سران دولتها با تأکید بر پرونده عمرالبشیر در دیوانهای بینالمللی کیفری وجود دارد؟ نتیجه تحقیق حاضر آن است که عدم تلقی قاعده امکان استناد به مصونیت شخصی سران دولتها در دیوان کیفری بینالمللی بهعنوان یک قاعده عرفی بینالمللی و این که تنها آندسته از قواعد حقوق بشری و حقوق بشردوستانه بینالمللی یارای تقابل با قاعده مصونیت سران دولتها را دارند.