مطالعه تطبیقی مبانی نظریه سبب متعارف در فقه امامیه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکده حقوق، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22034/jccj.2021.148202چکیده
سببیت قانونی در بستر غربی آن جلوهای نظاممند از یک دستگاه فکری ارائه میدهد. دستگاهی که به رغم تطابق با مرزبندیهای شکلی دانش امروزی و تعیین محل مناسب بحث از مفاهیم مشابه، به لحاظ محتوی از غنای لازم برخوردار نیست. از سوی دیگر جریان فکری مشابهی در میان فقهای امامیه با نکتهسنجی به بسط محتوایی بسیاری از این مفاهیم از جمله سببیت، پرداخته که البته در فقدان قالب و چارچوبهای شکلی دانش نوین به کلافی درهمتنیده میماند. تلفیق این دو بستر فکری که در مبانی دیدگاه سبب متعارف تلاقی مییابند، جلوهای غنی از لحاظ محتوی و نظاممند از حیث ساختار ارائه میدهد: در جمع سبب انسانی با سایر اسباب طبیعی یک پدیده، چنانچه نتیجه مستقیماً از رفتار عامل انسانی حادث گردد تردیدی برای انتساب نتیجه به او نیست. در زیانهای غیر مستقیم عناصر روانی به مدد حقوقدان میآید تا در یک دستگاه استدلالی، موجّه و قابل تبیین، نسبت نتایج زیانبار را با رفتار مرتکب و سایر عوامل طبیعی بسنجد. پیشبینیِ زیان آنگاه که وقوع آن محتمل است و نیز آنگاه که عملاً توسط مرتکب پیشبینی شدهاست، علمِ مرتکب به وقوع زیان، اگرچه نوعاً پیشبینی ناپذیر است، و قصدِ مرتکب در حدوث زیان به همان نحوی که رخ داده؛ اگرچه تنها بر بخت و اقبال خود چشم دوخته و رفتاری هرچند کوچک در جهت آن انجام دادهاست؛ عناصر اساسی انتساب نتایج به رفتار عامل در زنجیره سببی است که از دیدگاه سبب متعارف و مبانی مشابه آن در فقه امامیه استخراج میشود.