اثر محیط کشت و تنظیمکنندههای رشد بر تکثیر درونشیشهای گیاه دارویی گزنه
نویسندگان
1 مسئول مکاتبات، دانشجوی دکترای فیزیولوژی گیاهی، دانشکده علوم، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 دانشیار، دانشکده بیوتکنولوژی و کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 استاد، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
4 دانشیار، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
5 استادیار، دانشکده علوم، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22092/ijrfpbgr.2018.116655چکیده
گزنه (Urtica dioica L.) گیاهی دوپایه و دگرگشن با ترکیبات مؤثره و خواص دارویی ویژه که ارزش اقتصادی بسیاری دارد. از آنجا که این گونه دارای هتروزیگوتی بالایی است، امکان تولید گیاهان منتخب از نظر مواد مؤثره و فیبر یکدست از طریق بذر را نداشته، بههمین دلیل برای تولید و حفظ پایههای منتخب میتوان از طریق تکثیر غیرجنسی و کشت بافت اقدام نمود. برای ریزازدیادی، از جوانههای رأسی سرشاخههای گزنه بهعنوان ریزنمونه استفاده شد. بعد از سترون نمودن ریزنمونهها به محیط کشت MS (Murashige and Skoog, 1962) حاوی BAP (6-benzyl-aminopurine)، 2iP (N6-(2-Isopentenyl)adenine) و IBA (Indole-3-butyric acid) منتقل شدند. برای ارزیابی محیط کشتها، ریزنمونهها بعد از یک ماه به تیمارهای شاخهزایی شامل محیطهای کشت (MS, DKW (Driver and Kuniyuki, 1984), WPM (Lloyd and McCown, 1981)) با غلظتهای متفاوت تنظیمکنندههای رشد IBA, 2,4-D, BAP, KIN (6-Furfurylaminopurine), 2iP, TDZ (Thidiazuron) منتقل شدند. آزمایش بهصورت آزمون فاکتوریل در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی در سه تکرار بررسی و با برنامه نرمافزار آماری SAS (2006) تجزیهوتحلیل شد. از نظر آماری، بهترین محیط کشت پایه در شاخهزایی، محیط کشت WPM بود. بین تیمارهای ریشهزایی، تعداد ریشه اصلی در محیط حاوی KIN (mgl-15/0) + IBA (mgl-1 5/0 و 1) و تعداد ریشه فرعی ترکیب BAP (mgl-15/0) + IBA (mgl-1 5/0) بیشترین مقدار را نشان داد. بعد از ریشهزایی، گیاهچههای ریشهدار شده به گلخانه منتقل شده و با موفقیت (5/55 درصد) سازگار شدند.