فرایند روانشناختی بروز بیوفایی عاطفی در زنان میانسال؛ یک نظریه دادهبنیاد
نویسندگان
1 گروه آموزش روانشناسی و مشاوره، دانشگاه فرهنگیان،تهران-ایران.
doi
10.22034/spr.2026.520338.2121چکیده
مقدمه: بیوفایی عاطفی یکی از مسائل پیچیده در روابط زناشویی است که سلامت روان و رضایت زوجین را تحت تأثیر قرار میدهد. این پدیده در زنان میانسال به دلیل تغییرات روانشناختی و اجتماعی میانسالی اهمیت ویژهای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرایندهای روانشناختی بیوفایی عاطفی و ارائه یک مدل نظری مبتنی بر دادههای واقعی انجام شد.روش: دادهها در سال ۱۴۰۳ و از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با پنج زن میانسال (۳۵ تا ۵۵ ساله) که طی سه سال اخیر تجربه بیوفایی عاطفی افشا شده داشتند، جمعآوری شد. مصاحبهها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و دادهها در دو کلینیک روانشناسی معتبر در تهران گردآوری شدند. تحلیل دادهها با استفاده از کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شد و در نهایت یک مدل پارادایمی متمرکز بر فرایند روانشناختی مرکزی بیوفایی عاطفی استخراج شد.یافتهها: نتایج نشان داد، کاهش صمیمیت عاطفی، احساس تنهایی، نارضایتی زناشویی و جستجوی حمایت عاطفی از مهمترین عوامل زمینهساز بیوفایی هستند. پس از ورود به این روابط، پنهانکاری، توجیه رفتار و اضطراب ناشی از افشای رابطه، بهعنوان راهبردهای کلیدی برای مدیریت تعارضات به کار گرفته میشوند. افشای بیوفایی پیامدهایی همچون احساس گناه، کاهش عزت نفس، شرم اجتماعی و فروپاشی زندگی زناشویی دارد.نتیجهگیری: یافتهها میتوانند به درک بهتر علل، فرایندها و پیامدهای بیوفایی عاطفی کمک کنند و برای مشاوران و روانشناسان کاربردی باشند. پیشنهاد میشود با آموزش مهارتهای ارتباطی و هیجانی، گسترش مشاورههای تخصصی و تقویت حمایتهای اجتماعی، زمینه کاهش بیوفایی عاطفی در دوران میانسالی فراهم شود.