باززایی گیاه در معرض انقراض لاله واژگون (Fritillaria raddeana) از طریق ریزنمونههای گلبرگ و برگ
نویسندگان
1 نویسنده مسئول مکاتبات، استادیار گروه علوم باغبانی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت. پست الکترونیک:Zakizadeh@guilan.ac.ir
2 استاد، گروه زراعت و اصلاح نباتات، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران
3 استادیار گروه علوم باغبانی، دانشکده علوم کشاورزی، دانشگاه گیلان، رشت
4 دانشجوی دکترای مهندسی علوم باغبانی (گیاهان زینتی)، دانشکده علوم کشاورزی، پردیس دانشگاهی دانشگاه گیلان
doi
10.22092/ijrfpbgr.2018.116658چکیده
لاله واژگون (raddeana Fritillaria)، یکی از منحصر بهفردترین و زیباترین گیاهان خودرو و بومی ایران است. این جنس از خانواده سوسن بهشدت در معرض انقراض قرار دارد. گونه Fritillaria raddeana مقاوم به خشکی، مناطق سنگلاخی و شیبدار میباشد و بهدلیل مطالعات محدود در این گونه، انجام هر گونه پژوهش در این گیاه اهمیت بهسزایی دارد. با وجود احتمال وقوع جهش، باززایی موفقیتآمیز پیشنیاز کلیه مطالعاتی است که باید در گونههای رو به انقراض انجام شود. این پژوهش کالوسزایی و باززایی غیرمستقیم را از کشت اندامهای گلبرگ و برگ F. raddeana در محیط درون شیشهای مورد بررسی قرار داد. ریزنمونههای برگ پیش از گلدهی و ریزنمونههای گلبرگ در حالت غنچه (سبز تا زرد) برداشت شد و پس از ضدعفونی، در محیط کشت موراشیگ و اسکوگ همراه با غلظتهای مختلف از اکسین و سایتوکینین کشت شدند. ریزنمونهها برای القای کالوس ابتدا در تاریکی و دمای C°18 و بعد به روشنایی با شرایط دمایی قبل انتقال یافتند. پس از واکشتِ کالوسها در محیطهای باززایی، دما به C°20 افزایش یافت. اگرچه هر دو نوع ریزنمونه بهدلیل عدم آسیب به گیاهان مادری، درصد نسبتا پایین آلودگی داخلی، تعداد و اندازه مناسب، ریزنمونههای قابل قبولی بودند، با اینحال ریزنمونه گلبرگ دارای پاسخدهی بهتر و سریعتر به انواع ترکیبات تنظیمکننده رشد بود. بهترین محیط کشت کالوسزایی (66/82%) و باززایی غیرمستقیم (66/36%) از ریزنمونههای گلبرگ، محیط MS حاوی 5/0 میلیگرم در لیتر ایندول بوتیریک اسید همراه با 2 میلیگرم در لیتر تیدیازورون تشخیص دادهشد که نشاندهنده برتری این دو نوع تنظیمکننده در باززایی غیرمستقیم F. raddeana بود.