تحلیل ماده 39 منشور سازمان ملل در احراز تهدید و نقض صلح با رویکردی به نقش دیوان کیفری بینالمللی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل عمومی، گروه حقوق، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران.
2 استاد، گروه حقوق، واحد نجفآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجفآباد، ایران. (نویسنده مسؤول)
3 دانشیار، گروه حقوق، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22034/jccj.2024.460852.1575چکیده
تهدید و نقض صلح از موضوعات مهم مورد تأکید در ماده 39 منشور سازمان ملل است که از جهات مختلف محل بحث و نظر است. هدف مقاله حاضر بررسی این سؤال است که صلح و امنیت در فقه چه جایگاهی داشته و شورای امنیت سازمان ملل براساس ماده 39 منشور سازمان ملل برای مقابله با تهدید و نقض صلح چگونه میتوان از دیوان کیفری بینالمللی بهره ببرد؟ مقاله حاضر توصیفی ـ تحلیلی است و با استفاده از روش کتابخانهای به بررسی سؤال مورد اشاره پرداخته است. یافتهها بر این امر دلالت دارد که شورای امنیت بنابر مسؤولیت اولیه خود، یعنی حفظ صلح و امنیت بینالمللی میتواند با احراز نقض گسترده و فاحش حقوق بشردوستانه در مخامصات داخلی بهعنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی وارد عمل شود و نیز باتوجه به اینکه نقض حقوق بشردوستانه در ارتباط با جرایم ارتکابیافته بینالمللی در صلاحیت دیوان کیفری بینالمللی میباشد، لذا در تعامل با دیوان کیفری بینالملل به طرح دعوا علیه مرتکبین بپردازد. درواقع شوای امنیت با استفاده از ماده 39 منشور، امکان تعقیف کیفری مرتکبین جائم تحت صلاحیت دیوان کیفری بینالمللی را دارد. باوجود این نحوه ارتباط، شورای امینت با نقض اصل استقلال قضایی دیوان، در موارد ذیل میتواند مانعی مهم در اعمال صلاحیت دیوان نسبت به جرایم بینالمللی باشد. بهعنوان مثال تعلیق تحقیق و تعقیب در دیوان، از سوی شورای امینت، استقلال قضایی دیوان را مخدوش میسازد.