ارزیابی تنوع ژنتیکی جمعیتهای بادرنجبویه (Melissa officinalis L.) از نظر صفات زراعی، بازده اسانس و غلظت سیترال
نویسندگان
1 استاد، گروه بهنژادی و بیوتکنولوژی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز، تبریز
2 استادیار، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد میانه، میانه
3 دانش آموخته دکتری تخصصی اصلاح نباتات، گروه اصلاح نباتات و بیوتکنولوژی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه شهرکرد
doi
10.22092/ijrfpbgr.2017.113316چکیده
بادرنجبویه بهعنوان یک گیاه دارویی ارزشمند در درمان و تسکین بیماریها کاربرد فراوانی داشته و شناخت کافی از تنوع ژنتیکی و طبقهبندی آن بهمنظور انتخاب ژنوتیپهای مناسب برای اهداف بهنژادی، ضروری بهنظر میرسد. از اینرو، این تحقیق بهمنظور بررسی تنوع ژنتیکی و روابط بین صفات در 11 جمعیت بادرنجبویه شامل نُه جمعیت ایرانی و دو جمعیت خارجی با استفاده از طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار طی سالهای 1390 و 1391 در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه تبریز انجام شد. نتایج حاصل از تجزیه واریانس، بیانگر وجود تنوع ژنتیکی معنیدار از نظر اغلب صفات مورد مطالعه بود. بررسی پارامترهای ژنتیکی نشان داد که صفات درصد و عملکرد اسانس، تعداد ساقه در بوته و وزن تر ساقه و غلظت سیترال در بوته بالاترین مقادیر مربوط به پیشرفت ژنتیکی، ضرایب تنوع ژنتیکی و فنوتیپی را داشتند و بیشترین میزان وراثتپذیری عمومی بهوزن تر ساقه در بوته (71/0=2h)، درصد اسانس (65/0=2h) و تعداد ساقه در بوته (58/0=2h) مشاهده شد. جمعیت اردبیل از نظر غلظت سیترال، درصد و عملکرد اسانس در زمره جمعیتهای برتر قرار داشت. تجزیه همبستگی نشانگر رابطه مثبت و معنیدار عملکرد اسانس با شاخص کلروفیل، طول و عرض برگ و درصد اسانس و همچنین همبستگی منفی و معنیدار با تعداد گره بود. در تجزیه به عاملها بر مبنای مقادیر ویژه بزرگتر از یک بهروش تجزیه به مؤلفههای اصلی، پنج عامل تعیین شد که در مجموع 40/87 درصد از تغییرات کل را تبیین کردند. تجزیه خوشهای جمعیتهای مورد مطالعه را در سه گروه قرار داد. با توجه به تنوع مشاهده شده در این پژوهش، امکان انتخاب جمعیتهای مطلوب و استفاده از آنها در برنامههای بهنژادی مرتبط با بهبود صفات زراعی و اسانس وجود دارد.