نقدی بر اخلاق جنگ در ارتش اسرائیل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)

2 عضو هیات علمی دبیرخانه شورایعالی انقلاب فرهنگی، تهران، ایران

3 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه امام صادق (ع)

doi
10.30479/psiw.2022.14675.2926
چکیده

هدف: در این مقاله نویسندگان تلاش دارند این ادعای مایکل والزر در تنقیح نظریه «جنگ عادلانه» مبنی بر اینکه ارتش اسرائیل «اخلاق‌ترین ارتش جهان» است را ارزیابی کنند. این ادعا اصلی ترین دلیلی است که مقامات رژیم صهیونیستی برای توجیه فعالیت های ارتش اسرائیل از آن استفاده می کنند. انتخاب والزر در اینجا به این دلیل است که وی به عنوان احیاگر «جنگ عادلانه» و همچنین حامی اصلی کدهای اخلاقی ارتش اسرائیل شناخته می شود.روش: در این پژوهش از روش تحلیل انتقادی استفاده شده است. در این راستا، انطباق فعالیت های ارتش اسرائیل با نظریه جنگ عادلانه والزر از نقطه نظر نقد درونی و بیرونی تحلیل می شود. به منظور دستیابی به هدف فوق، نظریه والزر از منظر همبستگی رویکرد جماعت گرایانه وی و عوامل «جنگ عادلانه» مورد نقد درونی قرار می گیرد. در مقام نقد بیرونی نیز فعالیت های ارتش اسرائیل در عمل بر اساس تئوری جنگ عادلانه (بدون در نظر گرفتن مشکلات داخلی رژیم) ارزیابی می شود.یافته‌ها: این مقاله نشان می‌دهد که ارتش اسرائیل نظریه جنگ عادلانه را که سنگ بنای قوانین اخلاقی آن است، به‌طور گسترده نقض کرده است. این تناقضات هم در مؤلفه «حق رفتن به جنگ» و هم در مؤلفه  «قانون جنگیدن» مشاهده می شود. بر این مبنا اساساً مؤلفه «دفاع از خود» (در کرانه باختری، به دلیل فقدان زندگی جمعی برای شهرک نشینان اسرائیلی، فقدان اقتدار قانونی و غیره) نیز نمی تواند برای رژیم حق ویژه ای در اقدام به جنگ ایجاد کند.نتیجه‌گیری: بررسی اقدامات ارتش اسرائیل از منظر تئوری جنگ عادلانه نشان می دهد این ادعا که ارتش رژیم صهیونیستی به عنوان اخلاقی‌ترین ارتش جهان است، بی معنی است. این بی اخلاقی که اقدامات ارتش رژیم را اخلاقی و در تضاد با جنبش های مقاومت به عنوان «بازیگران غیراخلاقی» به تصویر می کشد، رویکرد علمی و دانشگاهی را نیز تضعیف می کند.