مدل کسب هویت جوانان استان آذربایجان غربی: نقش شیوه‌های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی‌گری سبک‌های دلبستگی

نویسندگان

1 گروه روانشناسی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران.‏

2 گروه روانشناسی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران

doi
10.22034/spr.2025.496570.2078
چکیده

مقدمه: بحران هویت در دوره نوجوانی اتفاق می‌افتد، اما هویت‌یابی در دوران نوجوانی و جوانی محقق می‌شود. بنابراین، هدف پژوهش بررسی مدل کسب هویت جوانان بر اساس نقش شیوه‌های تربیتی والدین و مزاج فرزندان با میانجی‌گری سبک‌های دلبستگی بود. روش: این پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه‌های آزاد اسلامی و دولتی استان آذربایجان غربی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که از میان آنها 400 دانشجو با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها با پرسشنامه‌های تجدیدنظرشده سبک هویت (بنیون و آدامز، 1986)، شیوه‌های تربیتی والدین (زینالی و همکاران، 1390)، مزاج فرزندان (الیس و راثبارت، 2001) و سبک‌های دلبستگی (ون آدنهوون و همکاران، 2003) گردآوری و با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته‌ها: نتایج نشان داد که شیوه‌های تربیتی ناکارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ناایمن، شیوه‌های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان بر دلبستگی ایمن و دلبستگی‌های ایمن و ناایمن بر کسب هویت اثر معنی‌دار مستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه‌های تربیتی کارآمد بر دلبستگی ناایمن، شیوه‌های تربیتی ناکارآمد بر دلبستگی ایمن و شیوه‌های تربیتی کارآمد و ناکارآمد و مزاج فرزندان بر کسب هویت اثر معنی‌داری نداشت (05/0P>). همچنین، شیوه‌های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی‌گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه‌های تربیتی ناکارآمد با میانجی‌گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی‌دار غیرمستقیم داشت (05/0P<)، اما شیوه‌های تربیتی ناکارآمد با میانجی‌گری دلبستگی ایمن بر کسب هویت و شیوه‌های تربیتی کارآمد و مزاج فرزندان با میانجی‌گری دلبستگی ناایمن بر کسب هویت اثر معنی‌داری نداشت (05/0P>). نتیجه‌گیری: بر اساس این نتایج، توجه نقش به شیوه‌های تربیتی والدین، مزاج فرزندان و سبک‌های دلبستگی در شکل‌گیری کسب هویت ضروری است.