کاربست توحید مالکی در ساحت سیاست اسلامی از منظر علامه طباطبایی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، دانشگاه معارف اسلامی، قم، ایران

2 عضو هیئت علمی، دانشگاه معارف اسلامی، قم، ایران

doi
10.22084/qss.2025.30981.1135
چکیده

 توحید مالکی، به معنای حصر مالکیت و سلطه کامل و مطلق بر همه شئون مخلوقات برای خداوند متعال میباشــد. این معنا، یکی از مبانی اعتقادی اســام و از اساســی‌ترین آموزه‌های قرآنی اســت که فقــدان آن در نظام‌های اندیشــة سیاســی، منشــأ تعارض‌ها، خســارت‌ها و نا کامی تمدن‌ها در تأمین خوشبختی حقیقی بشر می‌باشد و حال آن‌که از منظر اسام، سعادت واقعی انســان در گــروی «خدامحــوری» و درک رابطــة حقیقــی میان خدا و انســان می‌باشــد. توجه به این آموزة اســامی، آثار بی‌شماری در شکل‌گیری حیاتسیاسی سعادت‌آفرین دارد و آن را از نوع غربی‌اش متمایز می‌سازد. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و با بررسی آثار عامة طباطبایی به ویژه تفسیر المیزان، درصدد بازنمود کاربست‌های توحید مالکی در ساحت سیاســت اســامی می‌باشــد. کاربســت‌های به دســت آمــده در ایــن تحقیق عبارتند از: خلق مســئولیت‌های فراملی و گذر از سیاســت مبتنی بر قومیت و نژاد به سیاســت فرا گیرتر با عبور از مالکیت محدود؛ گذار از رشــد سیاســی تکاثری به رشد کوثری و ایجاد توسعه بر محور وحدت الهی همه شمول با در نظر گرفتن امر الهی؛ همســازی منافع سیاســی مورد نزاع و ایجاد توافق و همراهی در سایه عبور از خود محوری‌های فردی و جناحی. مساله مربوطبــه تحقیق این اســت که ا گــر اعتقاد به توحید مالکی به یــک باور بنیادین عمومی تبدیل گردد، تمامی افراد و گروه‌های سیاسی، وجود خود و دیگران را امانت‌های الهی خواهند دانســت. با این نگاه و اندیشــه، تلاش خواهند کرد که به دور از هرگونه منفعت طلبی انحصارطلبانه، حیات سیاسی خود را در چارچوب اذن و اراده تشریعی خداوند متعال تنظیم نمایند و در کسب و حفظ منافع سیاسی خود، مستبدانه برخورد نکنند.