پیش‌بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال‌کاری تحصیلی با میانجی‌گری هوش هیجانی در دانش‌آموزان

نویسندگان

1 کارشناس ارشد مشاوره خانواده، دانشگاه پیام نور،ساری، ایران.

2 دانشیار، گروه روانشناسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 استادیار، گروه مدیریت دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.22034/spr.2025.450073.1939
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف پیش‌بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال‌کاری تحصیلی با میانجی‌گری هوش هیجانی در دانش‌آموزان انجام شد.روش: روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان بیجار در سال تحصیلی 1401-1400 به تعداد 500 نفر بودند که با توجه به جدول گرجسی_ مورگان، 217 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های گرایش به سوء مصرف مواد جانسون (1989)، خودبیگانگی تحصیلی دیلون و گروات (1976)، عملکرد خانواده اپشتین و همکاران (1983)، اهمال‌کاری تحصیلی سولومون و راث‌بلوم (2013) و هوش هیجانی برادبوری و گریوز (2004) بود. داده‌های پژوهش با آزمون تحلیل مسیر و استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 24 و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که بین خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال‌کاری تحصیلی با هوش هیجانی در دانش‌آموزان رابطه معنادار وجود دارد (05/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون گام‌ به‌گام نیز بیانگر این بود که از خودبیگانگی آموزشی 635/0، عملکرد خانواده 520/0، هوش هیجانی 366/0 و اهمال‌کاری تحصیلی 731/0 از  گرایش به مصرف مواد را تبیین می‌کند.نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت نقش اساس خودبیگانگی تحصیلی، عملکرد خانواده و اهمال‌کاری تحصیلی در گرایش دانش آموزان به مواد مخدر نتایج پژوهش حاضر می‌تواند در زمینه برنامه‌ریزی و اتخاذ سیاست‌های مقتضی جهت ارائه برنامه‌های آموزشی به خانواده‌ها و دانش آموزان آن‌ها مفید باشد.