مطالعه پدیدارشناختی ادراک نوجوانان پسر از عشق
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه اخلاق، دانشگاه قم،قم،ایران
2 دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی ،دانشگاه علوم پزشکی آزاد اسلامی، قم، ایران.
doi
10.22034/spr.2024.437024.1910چکیده
مقدمه: عشق، بخشی جداییناپذیر تجربة انسانی است. ظرافتها و پیچیدگیهای عشق به طور گسترده در فرهنگ عامه، کتابهای خودیاری و پژوهشهای دانشگاهی مورد شرح و بسط قرار گرفتهاند. حضور یا فقدان عشق میتواند تأثیرات نیرومندی بر رضایت افراد از رابطه با جنس مخالف و سلامت روانی آنها به طور کلی داشته باشد. هر چند عشق رمانتیک ابتدا در دوره نوجوانی ظهور و بروز پیدا میکند، اطلاعات چندانی راجع به برداشتهای فردی از عشق در میان دختران و پسران در طول دوره نوجوانی و بعد از آن در دست نیست. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه عشق رمانتیک در میان نوجوانان انجام شد.روش: این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد پدیدارشناختی استعلایی (موستاکاس، 1994) صورت گرفت. جامعه مورد پژوهش از بین نوجوانان پسر ۱۷ تا ۱۹ ساله ساکن شهر تهران در بهار 1400 که تجربة رابطة رمانتیک داشتند، با استفاده از نمونهبرداری هدفمند انتخاب شدند. نمونهگیری تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت و با 12 مصاحبه تکمیل شد. دادهها با استفاده از مصاحبههای باز و نیمهساختار یافته جمع آوری شد و با روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافتهها: پس از کدگداری دادهها، یافتهها در پنج مقولة اصلی (میل به تجربههای نو، جذابیت جسمی و روانی، دمغنیمتشماری، عدم تعهد، هویت و خودشناسی) و هفده مقولة فرعی بهدست آمد.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، منجر به کشف الگویی از تجارب انسانی در دوره نوجوانی، فهم چگونگی پدیدة عشق در میان نوجوانان و شناخت بیشتر این گستره از تحول شد.