سیر تطور انگاره ستر شرعی زنان در نگاه قرآن‌پژوهان پنج قرن نخست هجری

نویسندگان

1 دانشیار گــروه علــوم قــرآن و حدیــث، دانشــکده الهیــات، دانشــگاه فردوســی مشــهد، مشهد، ایران.

2 دانشجوی دکتری گــروه علــوم قــرآن و حدیــث، دانشــکده الهیــات، دانشــگاه فردوســی مشــهد، مشهد، ایران.

3 استاد گــروه علــوم قــرآن و حدیــث، دانشــکده الهیــات، دانشــگاه فردوســی مشــهد، مشهد، ایران.

doi
10.22084/qss.2025.31423.1163
چکیده

 «ســتر شــرعی زنــان» یکــی از مفاهیــم بنیادیــن و در عیــن حــال پیچیــده در فرهنگ اسلامی است که از ابتدای اسلام تاکنون محل چالش و تفسیر فراوان اندیشــمندان بوده اســت. این پژوهش با رویکرد تاریخ انگاره و با اســتفاده از روش تحلیل گزارشات تاریخی به بررسی تطور فهم و تبیین ستر شرعی زنان، توسط قرآن پژوهان پنج قرن نخست هجری (قرون اول تا پنجم) می‌پردازد. هــدف اصلــی مطالعه، شناســایی انگاره‌هــای کلیدی مرتبط با آیات پوشــش (ســوره نور، آیه 31و۶۰؛ ســوره احزاب، آیه ۵۹) بازشناســی تغییرات معنایی و تفسیری آن‌ها و تحلیل عوامل مؤثر ازجمله متن قرآنی، سنت نبوی، عملکرد صحابه و زمینه‌های اجتماعی-حقوقی اســت. یافته‌ها نشــان می‌دهد که در قرون اول و دوم، انگاره ستر عمدتاً بر تمایز اجتماعی میان زنان آزاده و کنیز و اصلاح پوشش پایه (خمار) تأ کید داشت. در قرن سوم، این انگاره‌ها تثبیت و نظام‌مند شد و به بحث‌های فقهی راه یافت. قرون چهارم و پنجم دوران بلوغ مکاتب دینی بوده که طی آن نهادینه شــدن پوشش جلباب، گسترش اجازه بروز آرایه‌های متعارف مانند وجه و کفین، و تمایز تفســیری میان اهل‌ســنت و شیعه در مصداق رخصت‌ها مشاهده می‌شود. همچنین تفاسیر عرفانی به فهم زینت ابعاد معنوی افزودند. پژوهش نتیجه می‌گیرد انگاره ســتر شــرعی زنــان مفهومی ایســتا نبوده، بلکه حاصل تعامل پویای متن، ســنت، شــرایط تاریخی-اجتماعی و تأثیر مکتب‌های فکری اســت که شــالوده‌های مباحث پوشــش اســلامی معاصر را شکل داده اســت. فهم این سیر تطور برای تبیین ریشه‌های گفتمان پوشش در اسلام بسیار حائز اهمیت است.