تحلیل گفتمان تطور حکمت‌های «سنت مداوله» در تاریخ تفسیر قرآن (با تأ کید بر بازآرایی مفهومی حکمت‌ها)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 دانشــیار گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.22084/qss.2025.31849.1190
چکیده

 آیات 140و 141سوره آل‌عمران به یکی از سنت‌های اجتماعی قرآن یعنی سنت مداوله اشاره دارد که در تفاسیر حکمت‌های متعددی برای آن بیان شــده اســت. پژوهش حاضــر با هــدف تحلیل تطــور فهم «ســنت مداوله» در تاریــخ تفســیر قــرآن و بــا این فرضیه انجام شــده اســت که فهــم و بیان حکمت‌هــای این ســنت، می‌توانــد تابعــی از گفتمان‌هــای قدرت-دانش حاکــم در هــر دوره تاریخــی باشــد. برای ایــن منظور، با رویکــردی کیفی و انتقادی، ابتدا ۲۳ حکمت پرا کنده مرتبط با این سنت از تفاسیر گوناگون استخراج و در یک بازآرایی مفهومی، در قالب 1۳ حکمت کلان در پنج حوزه (فردی، اجتماعی، کلامی، عرفانی و تاریخی) سازماندهی شدند. سپس با بهره‌گیری از روش تحلیل گفتمان فوکویی، تطور این حکمت‌ها در شــش دوره تاریخــی تحلیــل گردیــد. یافته‌ها نشــان داد که در هــر دوره، گفتمان غالــب، بــر برجسته‌ســازی یــا به حاشــیه رانــدن حکمت‌های خاصــی تأثیر مســتقیم داشــته اســت؛ برای نمونه، گفتمان وحدت‌گرایی در قرون ۶-۵و بــه ویــژه گفتمان بقــا در قرون ۹-۷، حکمت‌هــای عرفانی مانند «قبض و بســط» و «بی‌اعتبــاری دنیــا» را بــه عنــوان راهــکاری برای همبســتگی و تسکین روانی جامعه به اوج رساندند؛ یا گفتمان دوقطبی‌سازی صفوی- عثمانــی در قــرون 11-10، حکمــت «تمییــز و غربالگری» را بــه ابزاری برای مرزبندی فرق‌های بدل ساخت؛ و در دوران معاصر، گفتمان‌های اصلاحی  و تدافعــی در برابــر غــرب، بــه ترتیــب حکمــت «جلوگیری از فســاد قدرت» و حکمــت «تکامــل تاریــخ» را در برابــر اســتبداد داخلــی و گسســت تاریخی برجســته نمودنــد. در نهایــت، تحقیــق نتیجــه می‌گیــرد که ســنت مداوله مفهومی ســیال اســت که کاربســت آن بســته به بســتر گفتمانی، از تثبیتاســتبداد تا الهام‌بخشــی برای انقلاب در نوســان بوده و ایــن تاریخمندی فهــم، لــزوم اتخاذ رویکردی انتقادی و جامع‌نگر به تاریخ اندیشــه دینی را آشکار می‌سازد.