رابطه بین کمال‌گرایی عاشقانه و بی‌ثباتی زناشویی: نقش تعدیلگر الگوهای ارتباطی

نویسندگان

1 گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

2 کارشناسی ارشد مشاوره خانواده، گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

3 دانشیار گروه مشاوره دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه الزهرا تهران ایران

doi
10.22034/spr.2025.483342.2004
چکیده

مقدمه: بی‌ثباتی زناشویی یکی از عوامل ازبین‌رفتن بنیان خانواده‌ها در سه دهه اخیر بوده است و می‌تواند، زمینه‌ساز طلاق زوجین شود؛ ازاین‌رو بررسی عوامل مرتبط با این متغیر اهمیت بسزایی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیلگر الگوهای ارتباطی در رابطه بین کمال‌گرایی عاشقانه و بی ­ثباتی زناشویی بود.روش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش­های همبستگی و به روش مدل­یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان و مردان متأهل شهرستان گتوند استان خوزستان در سال ۱۴۰۱ بود که به روش نمونه‌گیری دردسترس ۲۰۳ نفر از این جامعه (۱۲۹ نفر زن و ۷۴ نفر مرد) به‌عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسش‌نامة الگوی ارتباطی کریستنسن و سولاوای (۱۹۹۱)، پرسش‌نامه بی ­ثباتی زناشویی ادواردز (۱۹۸۷) و پرسش‌نامه کمال‌گرایی عاشقانه مت و لافونتین (۲۰۱۲) بود. تجزیه‌وتحلیل داده‌های به‌دست‌آمده در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و از طریق مدل‌یابی معادلات ساختاری، تحلیل مسیر و تحلیل چند گروهی با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS-26  و SMART PLS انجام شد‌.  یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان داد که الگوی ارتباطی اجتناب متقابل (0.145=β، 0.001p<)، توقع/کناره‌گیری (0.658 =β، 0.001p<) و کمال‌گرایی عاشقانه دگر محور رابطه مثبت معناداری دارند و رابطه منفی معناداری بین الگوی ارتباطی سازنده متقابل0.345-=β ، 0.001p<) و کمال‌گرایی عاشقانه خودمحور با بی‌ثباتی زناشویی وجود دارد. همچنین الگوهای ارتباطی نقش تعدیلگری را در رابطه بین کمال‌گرایی عاشقانه و بی‌ثباتی زناشویی ایفا کردند. نتیجه‌گیری: در مجموع باتوجه‌به نتایج پژوهش حاضر به نظر می‌رسد، الگوهای ارتباطی و کمال‌گرایی عاشقانه دو عامل تأثیرگذار در بی‌ثباتی زناشویی هستند؛ بنابراین به مشاوران و روان‌شناسان خانواده پیشنهاد می‌شود، آموزش‌های لازم در این زمینه را به زوجین ارائه دهند.