نقش تعدیلکنندگی جنسیت در رابطة دینداری، خوشبینی و حمایت اجتماعی با رضایت از زندگی در استان خوزستان
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه پژوهشی روانشناسی، جهاد دانشگاهی خوزستان، اهواز، ایران
2 استادیار، گروه پژوهشی روانشناسی، جهاد دانشگاهی خوزستان، اهواز، ایران
doi
10.22034/spr.2025.474383.1977چکیده
مقدمه: این پژوهش با هدف تعیین نقش تعدیلکنندگی جنسیت در رابطۀ دینداری، خوشبینی و حمایت اجتماعی با رضایت از زندگی در ساکنان استان خوزستان انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی- همبستگی است. براساس آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن کشور در سال 1395 برابر با 4710509 نفر بوده که جامعه پژوهش در این مطالعه شامل تمام ساکنان استان خوزستان بر اساس این اطلاعات بوده که از میان آنها با استفاده از فرمول کوکران 1067 نفر به روش خوشهای چندمرحلهای در سال 1399 تا 1400 در 27 استان خوزستان انتخاب شدند. در این مطالعه از مقیاس رضایت از زندگی داینر و همکاران (1985)، پرسشنامه دینداری گلارک و استارک، (1965)، آزمون جهتگیری زندگی شییر و کارور (1985) و پرسشنامه حمایت اجتماعی زیمت و فارلی (1988) استفاده شد. بهمنظور بررسی آماری دادهها از تحلیل رگرسیون چندگانه و ضریب همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافتهها: براساس ضریب همبستگی پیرسون بین نمرۀ متغیّرهای پیشبین با رضایت از زندگی در شرکتکنندگان ارتباط آماری مثبت و معنادار بود (01/0 p<). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه حاکی از آن است که دینداری، خوشبینی و حمایت اجتماعی توانایی پیشبینی 37 درصد از رضایت از زندگی را دارند. همچنین تعدیلکنندگی جنسیت در رابطۀ بین متغیرهای دینداری، خوشبینی، حمایت اجتماعی و رضایت از زندگی در مشارکتکنندگان تأیید شد؛ بدینمعنا که تأثیر متغیرهای دینداری، خوشبینی، حمایت اجتماعی بر رضایت از زندگی ساکنان استان خوزستان در دو گروه زنان و مردان متفاوت بود. نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش، رضایت از زندگی در شرکتکنندگان بیشتر از همه از حمایت اجتماعی متأثر است. بنابراین یافتههای این مطالعه افزون بر توسعه دادن ادبیات و پیشینه مربوط به متغیرها، همچنین بر اقدامات و تصمیمات و سیاستهای مدیران و سرمایهگذاران تأثیرات مطلوبی بهجای بگذارد.