پیشبینی اشتغالپذیری خود- ادراک شده براساس سبکهای دلبستگی، ذهنیسازی و بلندپروازی مسیرشغلی در فارغالتحصیلان دانشگاه
نویسندگان
1 استادیار، گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه حضرت معصومه(س)، قم، ایران
2 دانشیار،گروه علوم تربیتی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم، قم، ایران
doi
10.22034/spr.2025.456512.1947چکیده
مقدمه: تداوم مسیرشغلی پس از دوران دانشگاه و ورود به عرصۀ اشتغال مورد توجه غالب فارغالتحصیلان دانشگاهها است. لذا پژوهش حاضر با هدف پیشبینی اشتغالپذیری خود-ادراک شده بر اساس سبکهای دلبستگی، ذهنیسازی و بلندپروازی مسیرشغلی در فارغالتحصیلان دانشگاه انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش شامل کلیۀ فارغالتحصیلان بیکار جویای کار مراجع کننده به مراکز کاریابی استان اصفهان در طی سالهای 1400الی 1402 بودند. از این جامعه، نمونهای به حجم 163 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامههای ویژگیهای دموگرافیک (محقق ساخته)، اشتغال پذیری خود-ادراک شده (راتول و همکاران، 2008)، سبکهای دلبستگی (هاوزن و شیور، 1985)، عملکرد بازتابی (فونگی و همکاران، 2016) و بلند پروازی مسیرشغلی (اوتو و همکاران، 2015) استفاده شد. دادهها با استفاده از روشهای آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره (روش گام به گام) تجزیه و تحلیل شد. یافتهها: نتایج نشان داد که بین سبکهای دلبستگی، ذهنیسازی و بلندپروازی مسیرشغلی با اشتغالپذیری خود-ادراک شده همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (05/0>P). در مجموع متغیرهای سبکهای دلبستگی، ذهنیسازی و بلندپروازی مسیرشغلی 84 درصد از واریانس اشتغال پذیری خود-ادراک شده را به عنوان متغیر ملاک تبیین میکند. در نتیجه میتوان اشتغالپذیری خود-ادراک شده را به کمک سبکهای دلبستگی، ذهنیسازی و بلندپروازی مسیرشغلی پیشبینی نمود. نتیجهگیری: با توجه به اهمیت اشتغالپذیری فارغالتحصیلان دانشگاهها توجه به نقش متغیرهای روانشناختی در کنار کسب مهارتها و صلاحیتهای حرفهای برای ورود به عرصۀ اشتغال ضروری است.