ناطق و صامت بودن قرآن از منظر امام علی(ع)

نویسندگان

1 استادیار معارف اسلامی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

2 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد نهج‌البلاغه، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

doi
10.22054/ajsm.2022.63195.1746
چکیده

سیمای قرآن در آیینة تمام‌نمای گفتار امیرمؤمنان (ع) با توصیفات اعجاب‌آوری ترسیم شده است. ازجمله درباره یکی از ویژگی‌های آن کتاب فرموده است: «فـالقرآنُ آمـرٌ زاجرٌ و صامت ناطقٌ» مخاطب در وهلة نخست، با یک ناسازگاری روبه‌روست و شـاید برای او این پرسش مطرح شود: چگونه می‌توان معادلة «ساکتِ گویا» را حل نمود؟ اگر قرآن گویاست، چرا صامت و خاموش است؟ از یک‌سو، امام علی (ع) با عبارت؛ «ینْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعْض» و امر به استنطاق از قرآن همگان را به فهم قرآن فراخوانده و از سوی دیگر، به‌صراحت از صامت بودن قرآن و وجوه پذیری قرآن سخن گفته‌اند. پژوهش حاضر، می‌کوشد با روش توصیفی و تحلیل محتوا، نشان دهد کلام موردنظر، از موارد متناقض‌نمای خیالی به‌حساب می‌آید که با توجه به شواهد مختلف می‌توان به مراد حقیقی امام پی برد. قرآن باوجود ساکت بـودن، حـاوی اندرزهایی است کـه گویا به آن صفت ناطق بودن می‌بخشد. یافته پژوهش حاکی از آن است که از دیدگاه امام علی (ع) کلام الهی به‌گونه‌ای تنزّل پیداکرده که قابل‌فهم برای همگان است درعین‌حال، برای فهم کامل از آن کتاب مقدس و پی بردن به همه مراتب، مراجعه به مخبر صادق و امام معصوم، ضروری است. امام (ع) ضمن این‌که نطق جوارحی و ظاهری را از قرآن نفی کرده، بر نیاز قرآن به مستنطق و مفسِّر تأکید نموده است.