تنوع فنوتیپی و ژنوتیپی جمعیتهای بلوط ایرانی در جنگلهای در حال کاهش زاگرس شمالی با استفاده از مشخصههای بیوشیمیایی و نشانگر مولکولی SCoT
نویسندگان
1 دانشیار، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه کردستان
2 کارشناسارشد، جنگلشناسی و اکولوژی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه کردستان
3 نویسنده مسئول مکاتبات، کارشناسارشد، بیوتکنولوژی گیاهی، آزمایشگاه بیولوژی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه کردستان
doi
10.22092/ijrfpbgr.2015.101532چکیده
در این مطالعه تنوع درون و بینجمعیتی نه جمعیت طبیعی بلوط ایرانی (Quercus brantii) شامل 125 ژنوتیپ واقع در بخش شمالی جنگلهای زاگرس با استفاده از نشانگر مولکولی چندشکلی نواحی هدف کدون شروع (SCoT) و مشخصههای بیوشیمیایی بذر و برگ بررسی شد. تجزیه واریانس 12 مشخصه بیوشمیایی وجود تنوع بینجمعیتی معنیدار را در بیشتر صفات نشان داد. براساس تجزیه به مؤلفههای اصلی، این مشخصهها در سه مؤلفه اول در تبیین 63 درصد (بذر) و 71 درصد (برگ) از تنوع فنوتیپی کل نقش داشتند. تجزیه خوشهای دادههای فنوتیپی نه جمعیت مورد مطالعه را کاملاً از هم متمایز و در سه خوشه اصلی گروهبندی کرد. 10 آغازگر SCoT 118 نوار را در ژنوتیپهای مورد مطالعه تکثیر کردند که از این تعداد 113 نوار (95 درصد) چندشکل بودند. در سطح گونه این آغازگرها تنوع ژنتیکی بالایی را آشکار کردند He] = 23/0، درصد لوکوسهای چندشکل (PPL) = 7/95 درصد[. براساس تجزیه واریانس مولکولی فقط 23 درصد از تنوع ژنتیکی کل آشکارشده که ناشی از تنوع ژنتیکی بین جمعیتها بود. بنابراین بهنظر میرسد پایینبودن تمایز ژنتیکی بین جمعیتها بهدلیل جریان ژنی گسترده ناشی از گردهافشانی به کمک باد باشد که در بلوطها بهطور معمول اتفاق میافتد. تجزیه خوشهای مبتنی بر نشانگرهای مولکولی، جمعیتهای Q. brantii را در خوشههای متمایز گروهبندی کرد. بهطوریکه همبستگی بین روابط ژنتیکی با فواصل جغرافیایی جمعیتها براساس آزمون مانتل معنیدار نبود. این تحقیق نشان داد که از نشانگرهای بیوشیمیایی میتوان همراه با نشانگرهای مولکولی برای مطالعه تنوع ژنتیکی وابسته به مکان جمعیتهای بلوط استفاده کرد.