نقــد و تحلیل ادلۀ درون دینی مـهدی بـازرگـان در نفی حکمرانی دینی
نویسندگان
1 معاون پژوهشی دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم
doi
10.22084/qss.2024.29139.1037چکیده
ضرروت طرح مسألۀ حکمرانی به نحو عام و حکمرانی دینی به نحوِ خاص، از مسائل اجتناب ناپذیر دنیای امروز است. با ظهور انقلاب اسلامی و مسائل و اتفاقات پیرامون آن، اثبات و نفی مسألۀ حکمرانی دینی با یکی از دو رهیافت درون و برون دینی و یا هر دوی آنها مورد اهتمام جدی بسیاری اندیشمندان قرار گرفت. مهدی بازرگان از جمله اندیشمندانی است که در دو دورۀ از حیات فکری خویش – به ترتیب – دو رویکرد متفاوت را برگزید. وی با تمسک به رهیافت درون دینی، ابتدا از رهگذر بیان قلمرو دین و رسالت پیامبران، به اثبات حکمرانی دینی پرداخت و بعدها – به علل مختلف - با تمسک به همان رهیافت به نفی آن مبادرت ورزید. امروز پس از گذشت چهل سال و اندی از انقلاب اسلامی هنوز شاهدیم که برخی از اندیشوران با تمسک به ادلۀ امثال بازرگان، از نفی حکمرانی دینی سخن می رانند؛ لذا بازخوانی و نقدِ ادلۀ این دست از افراد با روش استدلالیِ برگرفته از متن قرآن و سنت، برای تنویر و تعمیق افکار، به غایت ضروری به نظر می رسد. نوشتار حاضر با اخذ رهیافت درون دینی؛ اعم از ادلۀ نقلی و شواهد تاریخی و به شیوۀ توصیفی تحلیلی به خلاف بازرگان و همفکران او، به نتایجی خلاف نتایج وی در باب قلمرو دین دست یافته، بر این باور است که حکمرانی دینی دقیقاً داخل در قلمرو دین تعریف می گردد. شیوۀ گردآوری داده ها در این پژوهش کتابخانه ای می باشد.