مناصب سیاسی- اجتماعی زنان از منظر مفسران معاصر

نویسندگان

1 دانش پژوه سطح چهار، حوزه علمیه رفیعة المصطفی، تهران، ایران

2 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران

doi
10.22084/qss.2024.28631.1009
چکیده

مناصب سیاسی-اجتماعی زنان از مسائل پرچالشی است که از دیرباز محل مناقشه اندیشمندان بوده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی آراء مفسران معاصر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی سعی در واکاوی این موضوع دارد. از مجموعه دلایلی که برای اثبات یا نفی حق مشارکت سیاسی زن قابل ارائه است می توان نتیجه گرفت که از منظر قرآن زن می‌تواند در تصدی مناصب حاکمیتی (غیر از ولایت عامه و قضاوت که شأن ولایی دارد) سهیم باشد و دلیل قاطع و خدشه‌ناپذیری بر عدم مشروعیت تصدی این مناصب از جانب زن در دسترس نیست و لازم است با عنایت به تأثیر شرایط زمان و مکان در استنباط، گسترش مطالبات اجتماعی از سوی زنان و فرمایشات مقام معظم رهبری در مدیریت اجتماعی کشور تدقیق بیشتری در این زمینه انجام گیرد.اما نکته‌ مهمی که می‌تواند نتیجه یاد شده را اندکی متعادل یا حتی متحول سازد آن است که اندیشه توحیدی در ساختار جامعه و در رابطه زن و مرد برای خانواده نقش ویژهای قائل است. در حقیقت بسیاری از تشریعات مربوط به حقوق زن و مرد با توجه به قداست و حرمت نهاد خانواده و پاس داشت کیان آن صورت گرفته است. بر این اساس حضور زن در عرصه قدرت و حاکمیت و حق مشارکت سیاسی در سطوح مختلف آن تا آن جا مشروعیت و مطلوبیت قرآنی دارد که با شئون خانواده یا موقعیت زن در خانواده سازگار باشد. به تعبیر دیگر شاید بتوان گفت که حفظ و حراست از کانون خانواده حد و مرز حقوق سیاسی و اجتماعی زن محسوب می‌شود.

کلیدواژه‌ها