عقلانیت های سه گانه و خلق آینده بدیل مطلوب برای تمدن اسلامی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.30479/jfs.2017.1560چکیده
مطالعه وضعیت جوامع اسلامی حاکیست، برخی از جوامع مسلمان دچار «بحرانهای حاد»ی همچون افراطگرایی مذهبی و تروریسمِ دینپایهاند؛ و جوامع اسلامیِ باثبات نیز یا دارای پتانسیل ظهور افراطگراییاند یا با زوال قلمرو معنویت مواجهاند و مسائل اجتماعی ناشی از تجربه سرمایهداریِ بومی خود را دارند. پرسش این است که علت بروز این وضعیت بحرانی چیست؟ و راه برون رفت از آنها کدام است؟ در پاسخ باید گفت بروز چنین بحرانهایی در گستره تمدن اسلامی ناشی از فاصله گرفتن از سنتهای عقلانیاند؛ چیزی که برخی مفهوم «انحطاط تمدن» یا «زوال عقلانیت» را برای تبیین آن بهکار بردهاند. و راه برون رفت از این بحرانها نیز بازگشت به سنت های عقلانی است. در سنت اسلامی، بهطورکلی با سه گونه عقلانیت مواجهیم که در اینجا از آنها با عنوان عقلانیتهای سهگانه یاد میکنیم. این سه گونه عقلانیت عبارتاند از: الف) جاویدان خرد؛ ب) عقلانیت اجتهاد؛ ج) عقل تدبیر یا عقل استراتژیک. جاویدان خرد در سطحی متافیزیکی قرار دارد و نوعی عقلانیت هستیشناختی است؛ اما عقلانیت اجتهادی نوعی عقلانیت روششناختیِ واسط است که بهمنزله ابزار فهم عمل میکند؛ عقلانیت تدبیر هم نوعی عقلانیت ابزاری در حوزه عمل برای حلوفصل مسائل در میدان نیروهای واقعاً موجود است. در این مقاله تلاش میشود باتوجه به نقش سازنده و دفاعی عقلانیت سهگانه و کارکردهای تکوینی، برسازنده و شالودهبخش آن، برخی از امکانهای نظریِ ساخته شدنِ حوزه عمومیِ مسالمتآمیز در تمدن نوین اسلامی بررسی و تبیین گردد. مقاله پیشرو برپایه روششناسیِ تلفیقیِ تاریخی، انتقادی و گفتمانی تألیف شده است. تحلیل متون و رخدادهای تاریخی ـ فکری بر روششناسیهای تفسیری انتقادی تکیه خواهد داشت؛ و الگوی خروج از بحران، از نوعی آیندهپژوهیِ چشماندازباورانه و احتمالی پیروی خواهد کرد.