بررسی تنوع ژنتیکی جمعیتهای مازودار (Quercus infectoria) و ویول (Q. libani) در جنگلهای زاگرس شمالی براساس نشانگرهای ISSR و IRAP
نویسندگان
1 کارشناسارشد، جنگلشناسی و اکولوژی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه کردستان
2 استادیار، گروه جنگلداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه کردستان
3 نویسنده مسئول مکاتبات، کارشناسارشد، بیوتکنولوژی گیاهی، آزمایشگاه بیولوژی جنگل، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه کردستان پست الکترونیک: rahmanihama@gmail.com
4 استادیار، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه کردستان
doi
10.22092/ijrfpbgr.2014.7676چکیده
در این مطالعه با استفاده از دادههای ژنتیکی حاصل از 18 آغازگر توالیهای تکراری ساده میانی (ISSR) و 10 آغازگر چندشکلی تکثیرشده بینرتروترانسپوزونها (IRAP)، تنوع ژنتیکی بهترتیب 150 و 109 پایه مازودار (Quercus infectoria) و ویول (Q. libani) از جنگلهای زاگرس شمالی بررسی شد. در جمعیتهای Q. infectoria ازآغازگرهای ISSR و IRAP بهترتیب 202 و 136 نوار تکثیر شد که از این تعداد 194 و 135 نوار چندشکل بودند. این آغازگرها در ژنوتیپهای Q. libani بهترتیب 179 و 134 نوار چندشکل را از مجموع 187 و 137 نوار تکثیرشده تولید کردند. در سطح گونه، تنوع ژنتیکی بالایی در هر دو گونه آشکار شد. تجزیه واریانس مولکولی (AMOVA) نشان داد که سهم عمده تنوع ژنتیکی کل در گونههای مازودار و ویول مربوط به تنوع ژنتیکی درون جمعیتهاست. در هر دو گونه، شاخص تنوع ژنی نی برآورد شده براساس آغازگرهای ISSR بیشتر از IRAP بود. همبستگی بین فواصل جغرافیایی جمعیتها و فواصل ژنتیکی برآورد شده آنها از دو نشانگر مورد مطالعه معنیدار نبود. که نشاندهنده وجود ارتباط ژنتیکی بین جمعیتهای جدا از هم این دو گونه از طریق جریان ژنی است. در دندروگرام UPGMA حاصل از تجزیه خوشهای جمعیتهای مورد بررسی هر دو گونه در خوشههایی مجزا گروهبندی شدند که بیانگر کارایی مطلوب این نشانگرها در مطالعه تنوع ژنتیکی بلوطهاست.