تحلیل نقادانة منطقی و روششناسانه از «انگارهها» و «ساختار فکری»ِ حاکم بر «مبانی الحادی ریچارد داوکینز»
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، و استاد سطوج عالی حوزه علمیه قم
2 دانشآموخته دکتری دانشگاه تهران، و طلبه سطح 4 حوزه علمیه قم. مربی دروس معارف دانشگاه تهران
doi
10.30470/phm.2024.2022747.2502چکیده
داروین با نظریه «تکامل انواع»، تبیین سازوکار پیدایش در انواع موجودات را در ذهن میپروراند. او بهعنوان یک زیستشناس بهدنبال استنتاجات فلسفی از تکامل نبود، اما دیدگاه وی بعدها پایهای برای تفسیر الحادی برخی چون ریچارد داوکینز از آفرینش واقع شد. تحقیق حاضر ضمن بیان اجمالی نظریات داوکینز به بررسی مبانی و ساختارهای فکری حاکم بر مجموعه دیدگاههای وی با سنجههای منطقی پرداخته، انگارههای پیشینی او در مباحث الهیاتی را مورد تحلیل نقادانه قرار میدهد. نگرش ماتریالیسمی داوکینز در فرایند تکامل انباشتی، بر مجموعهای از خطاهای منطقی و فلسفی مبتنی است؛ او از تبیین چگونگی شکلگیری نظم طبیعی، انتظار تبیین چرایی و علّی آن را دارد و روشن است چنین تحمیلی، منطقا راه بهجایی نخواهد برد. بهطور کلی فقدان تفکر نظاممند و قویم منطقی در سرتاسر استدلالات داوکینز مشاهده میشود. نیز وی با توجه به اشراب تجربهگرایی و فلسفه مبتنی بر اصالت ماده، انگارههای غلطی در الهیات چون «ترکب خدا از اجزاء، و مادیانگاری خدا» در سر میپروراند که یکی از علل مهم دیدگاههای الحادی او به شمار میآید.