پیشبینی قیممآبی بر اساس مؤلفههای همدلی و سرایت رفتاری
نویسندگان
1 دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی
2 پژوهشکده علوم شناختی و مغز، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
3 پژوهشکده علوم شناختی و مغز دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22034/spr.2022.333641.1737چکیده
مقدمه: قیممآبی در روابط بینفردی و زندگی اجتماعی پدیدهای رایج است، اما مطالعات بسیار کمی تاکنون رابطهی آن را با دیگر سازههای روانشناختی بررسی کردهاند و مشخصاً ارتباط آن در روابط بینفردی با مؤلفههای همدلی روشن نیست. هدف از پژوهش حاضر نخست طراحی و ساخت ابزاری جهت سنجش قیاممآبی در زندگی روزمره و سپس بررسی رابطه قیممآبی با مؤلفههای مختلف همدلی و سرایت رفتاری است.روش: تحقیق حاضر به لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی بوده و نمونهگیری به روش دردسترس صورت گرفته است. ساختار و بار عاملی پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و روایی درونی با استفاده از آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. طی مطالعهی دوم با استفاده از پرسشنامهی قیممآبی ساخته شده در تحقیق اول، مقیاس واکنشپذیری بینفردی (گلبابائی و همکاران، 2022) و مقیاس همدلی (جردن و همکاران، 2016) ، رابطهی بین مؤلفههای مختلف همدلی و سرایت رفتاری با سازهی قیممآبی از طریق همبستگی و مدل رگرسیونی مشخص شد.یافتهها: نمرهی قیممآبی با دغدغه همدلانه (0.05 p <) رابطهی مثبت معنادار و با پریشانی شخصی رابطهی منفی معنادار (0.05 < p) داشت. همچنین دو متغیر دغدغه همدلانه (0.01 < p) و پریشانیشخصی (0.01 < p) به عنوان پیشبین در مدل نهایی رگرسیونی به عنوان پیشبین نمرهی قیممآبی افراد باقیماندند.نتیجهگیری: رابطهی معکوس میان دو مؤلفهی همدلی (دغدغه همدلانه و پریشانی شخصی) با قیممآبی مؤید لزوم توجه به پیامدهای گاه متضاد سازههای زیرمجموعهی همدلی است. مطالعات آینده میتوانند با روش آزمایشی و بررسی دیگر سازههای روانشناختی، عوامل مؤثر بر قیممآبی را روشن کنند.