اثربخشی آموزش خودشفقتورزی مبتنی بر دلبستگی با الگوی دینی (معنوی) بر تعامل والد کودک در کودکان با اختلال طیف خودمانده
نویسندگان
1 دانشگاه صنعتی مالک اشتر
2 دانشگاه پیام نور
3 دانشگاه علوم پزشکی تبریز
4 دانشگاه علوم پزشکی تهران
doi
10.22034/ceciranj.2025.538716.1977چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش خودشفقتورزی مبتنی بر دلبستگی با الگوی دینی (معنوی) بر تعامل والد کودک در کودکان با اختلال طیف خودمانده بود. روش پژوهش حاضر نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون - پسآزمون و گروه گواه با دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران کودکان با اختلال طیف خودمانده شهر یزد در سال تحصیلی 1404- 1403 بود. 30 نفر از مادران کودکان با اختلال طیف خودمانده از طریق روش نمونهگیری هدفمند وارد مطالعه و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) به شیوه تصادفی گمارش شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس تعامل والد – کودک پیانتا (1994)، مقیاس تشخیصی اتیسم گیلیام- ویرایش دوم (1994) و برنامه مداخله خودشفقتورزی مبتنی بر دلبستگی با الگوی دینی (معنوی) بود. جهت تحلیل دادهها، با استفاده از نرمافزار SPSS24 از روش تحلیل واریانس با اندازگیری مکرر استفاده شد. یافتهها نشان داد که خودشفقتورزی مبتنی بر دلبستگی براساس الگوی دینی (معنوی) در دو مرحله پسآزمون و پیگیری نسبت به گروه گواه تأثیر معناداری داشت (001/0p<). همچنین، اندازه اثر نشان از تأثیر 59/0 برنامه آموزشی خودشفقتورزی مبتنی بر دلبستگی با الگوی دینی (معنوی) بر تعامل- والد کودک بود. میتوان نتیجه گرفت که آموزش خودشفقتورزی مبتنی بر دلبستگی براساس الگوی دینی (معنوی) تأثیر قابل قبولی در بهبود تعامل والد کودک در کودکان با اختلال طیف خودمانده داشته است.