دیالکتیک پایایی و پویایی حقوق در رهیافت نظریۀ اصول حقوقی؛ با نگاهی به رویۀ قضایی
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق اسلامی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 قاضی دادگستری، دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22106/jlj.2021.533947.4281چکیده
یکی از اصلیترین اهداف هر سیستم حقوقی، انتظامبخشی به زیست اجتماعی اشخاص حقیقی و حقوقی و در عین حال، همگامی با تحولات روزافزون زندگی مدرن است. تحقق چنین کارکردی که از یکسو، مستلزم ثبات در احکام و وضعیتهای حقوقی (بهعنوان قابلپیشبینی بودن حقوق و تکالیف مخاطبان هر نظام حقوقی) و از دیگر سو، وابسته به همگامی با نیازهای جدید است، در گرو تنوع منابع هر سیستم حقوقی میباشد. بررسی این منابع، حکایت از آن دارد که اصول کلی حقوقی، بیشترین ظرفیت را برای جامۀ عمل پوشاندن به این دو هدف اساسی داراست. به واقع، اگر قانون نوشته ـ آن گونه که از منظر اثباتگرایان ـ یگانه منبع حقوق سنتی بوده و هر آنچه را که از حقوق انتظار میرفت را، به تنهایی به دوش میکشید، ظهور شاخهها و گرایشات نوین حقوقی ابهامات، تناقضات و خلأهای قانونی را بیش از پیش نمایان ساخته، ضرورت توجه به اصول کلی حقوقی را بهعنوان منبعی پویاییبخش، که متعرض ثبات سیستم حقوقی نیز نبوده و حتی مقوّم این پایایی بهنظر میرسید، آشکار ساخت. بنابراین، پژوهش حاضر، این منبع نادیده انگاشته شده در حقوق کشورمان را، عاملی برای پویایی حقوق، ضمن حفظ استحکام و ثبات آن میداند. به دیگر سخن، پایایی و پویایی نظام حقوقی در رهیافت نظریۀ اصول حقوقی قابلتحقق است. روش تحقیق کتابخانهای و با مطالعۀ رویۀ قضایی ایران بوده است.