الگوی ساختاری اثرات افسردگی ،شکست عاطفی ،و تجربه خشونت با رفتارهای خودزنی در زنان: نقش میانجی مهارت-های اجتماعی، کنترل هیجان ،و نارضایتی از بدن
نویسندگان
1 استاد،گروه روانشناسی، واحدرشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
2 دانشیارمدعو ،گروه روانشناسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی ،رشت، ایران
3 دانشجوی دکتری،گروه روانشناسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.
doi
10.22034/spr.2021.271953.1625چکیده
مقدمه: از عوامل فراگیر اجتماعی و فردی که توجه متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده، آسیببهخود میباشد. هدف پژوهش حاضر، طراحی و آزمون الگویی از اثرات رفتارهای خودزنی است.روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود و ارزیابی الگوی پیشنهادی از طریق الگویابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 صورت گرفت. تحلیل روابط واسطهای نیز از روش بوت استرپ در برنامه MACRO پریچر و هایز (2008) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان 15-25 سال شهر کرج در سال 1399 بودند که 500 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش، از مقیاس آسیببهخود (سیگالاس و بیسواس، ۱۹۹۸)، افسردگی بک (بک، مندلسون، موک و ارباف، 1996)، ضربه عشق (دهقانی و همکاران،1389)، مهارتهای اجتماعی (ایندربیتزن و فوستر1992)، کنترل هیجان (راجر و نشوور، 1987)، خشونت نسبت به زنان (حاجیحیی، 1380) و تصویر بدن (فیشر، 1970) استفاده شد.یافتهها: نتایج حاصل نشان داد که افسردگی، شکست عاطفی و تجربه خشونت پیشبینهای خوبی برای رفتارهای خودزنی هستند. یافتهها در بخش دوم نشان دادند که دشواری در کنترل هیجان، مهارتهای اجتماعی و نارضایتی از بدن در مدل نقش واسطهای دارند. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازش مناسبی دارد (RMSEA<0/1) و5/0 >(CMIN/DFنتیجهگیری: این نتایج نشان دهنده تأثیر عوامل فرهنگی بافت و مهارتهای اجتماعی اهمیت ویژهای داشته و لازم است مراقبتهای همه جانبهای شامل ارزیابی عوامل فردی- خانوادگی و اجتماعی صورت پذیرد. در درمان زنانی که رفتارهای خودزنی دارند، تفاوتها و ویژگیهای عاطفی و اجتماعی و هیجانی توجه خاص شود.