اثرهای اسید گلوتامیک و اسید آسپارتیک در کاهش تنش سرب در گیاه بادرنجبویه (Melissa officianlis)
نویسندگان
1 گروه علوم و مهندسی خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
2 گروه علوم و مهندسی خاک دانشگاه رازی- کرمانشاه
3 گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22092/ijsr.2024.366549.756چکیده
استفاده از مواد کلاتکننده بهعنوان یک راه حل مناسب برای کاهش اثر فلزات سنگین در گیاهان معرفی شده است. برای بررسی اثرهای اسید آسپارتیک و اسید گلوتامیک بر کاهش تنش سرب در گیاه بادرنجبویه (Dracocephalum ruyschiana)، آزمایشی بهصورت فاکتوریل، در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار در سال 1402 در گلخانه دانشگاه رازی انجام گرفت. تیمارهای آزمایشی شامل آلودگی سرب در سه سطح ) 0، 150 و 300 میلیگرم در کیلوگرم خاک از نمک نیترات سرب(، اسید آسپارتیک در سه سطح) 0، 100 و 200 میلیمولار( و اسید گلوتامیک در سه سطح (0 ، 100 و 200 میلیمولار) بهصورت محلولپاشی برگی بودند. نتایج نشان داد که، بیشترین غلظت پرولین (8/12 میکرومول بر گرم) و قندهای محلول (2/94 میلیگرم بر گرم) شاخساره گیاه در تیمار 300 میلیگرم در کیلوگرم سرب و بدون اسید آسپارتیک و اسید گلوتامیک بهدست آمد که نسبت به تیمار شاهد (بدون کاربرد سرب و عوامل کلاتکننده)، به ترتیب افزایش 320% و 285% را نشان میداد. همچنین، بیشترین وزن خشک شاخساره و ریشه، ارتفاع گیاه، طول و حجم ریشه در تیمار 200 میلیمولار اسید آسپارتیک و اسید گلوتامیک و بدون سرب بهدست آمد. بطورکلی، استفاده از اسید آسپارتیک و اسید گلوتامیک بهصورت اسپری برگی توانست بطور قابل ملاحظهای اثرات مضر سرب بر ویژگیهای رشدی گیاه را کاهش دهد. بنابراین، کاربرد این مواد کلاتکننده یک راه حل مناسب در راستای کاهش اثرات تنش سرب در گیاه بادرنجبویه است.