کارایی سه مدل kNN، RF و SVM و مدل به دست آمده از ترکیب آنها به روش GR برای مدلسازی بافت خاک
نویسندگان
1 استادیار گروه مهندسی علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
2 استادیار گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران
3 استاد گروه مهندسی علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
4 دانشجوی دکتری گروه مهندسی علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران
doi
10.22092/ijsr.2024.364333.735چکیده
بافت خاک یکی از مهمترین ویژگیهایی است که رفتار فیزیکی، شیمیایی و بیولوژکی خاک را کنترل میکند. روشهای مختلفی برای مدلسازی بافت خاک استفاده میشوند. یکی از راهکارهای سود بردن از مزایای این مدلها ترکیب تخمین آنها است. با توجه به این که بافت خاک یک داده مرکب است، وقتی اجزاء آن جداگانه تخمین زده میشوند تضمینی برای اینکه جمع سه جزء برابر 100 شود وجود ندارد، هرچند میتوان از تبدیلهای نسبت لگاریتمی (log-ratio) استفاده کرد. اطلاعات کمی در خصوص کارآیی مدلهای ترکیبی در مدلسازی دادههای تبدیلشده و نشده بافت خاک وجود دارد و به نظر میرسد بر اساس این رویکرد تا کنون مطالعهای روی بافت خاک انجام نشده است. در این بررسی، تعداد 200 نمونه خاکهای سطحی از منطقه کوهدشت برداشت شد. سه مدل جنگل تصادفی (RF)، k نزدیکترین همسایه (kNN) و ماشینهای بردار پشتیبان (SVM) و مدل حاصل از ترکیب آنها به روش Granger-Ramanathan (GR) برای مدلسازی، روشهای نسبت لگاریتمی جمعپذیر (alr)، نسبت لگاریتمی مرکزی (clr) و نسبت لگاریتمی ایزومتریک (ilr) برای تبدیل دادهها و دادههای حاصل از مدل رقومی ارتفاع (DEM) و تصاویر لندست 8 و سنتینل 2 به عنوان ورودی مدلها استفاده شد. نتایج نشان داد که متغیرهای استخراجشده از DEM اهمیت بیشتری در پیشبینی بافت خاک داشت. بهطور کلی، هر چهار مدل با استفاده از تبدیل alr منجر به تخمینهای بهتری نسبت به تبدیلهای clr و ilr و دادههای تبدیلنشده (UT) گردید. مدل ترکیبی(GR) با مقادیر RMSE برابر با 5/07، 4/21، 5/81 و 6/09 درصد برای رس، مقادیر 7/11، 5/15، 9/04 و 6/70 درصد برای سیلت و 9/20، 7/76، 11/69 و 8/74 درصد برای شن به ترتیب برای دادههای UT و تبدیلهای alr، clr و ilr منجر به بهبود تخمینها نگردید. بهطور کلی، کارآیی مدل SVM با دادههای تبدیل شده به روش نسبت لگاریتمی جمعپذیر کمی بیشتر از سایر مدلها بود. نتایج نشان داد که ترکیب چند مدل یادگیری ماشین الزاما باعث بهبود تخمینها نمیگردد و میتوان از یک مدل مناسب برای برآورد بافت خاک استفاده کرد.