ایدئولوژیزه کردنِ مذهب: اندیشه و عملِ خشونت در سلفیسم جهادی

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه مازندران

doi
10.30479/psiw.2021.15463.2991
چکیده

هدف: مقاله حاضر درصدد ارائه تحلیلی کاربردی در خصوص نقش نظام معنایی در تکوین، توجیه و پیشبرد کنش خشونت­آمیز گروه­های سلفی رادیکال است. در این راستا، پرسش اصلی این است که چگونه می­توان تبیینی از «نحوه اتصال» خشونت سیاسی به مذهب ارائه داد؟ روش: مقاله حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی داده­های گردآوری ­شده از منابع کتابخانه­ای و اینترنتی می­پردازد و در قالب یک چارچوب تحلیلیِ ایدئولوژی­شناسانه سامان می­دهد؛ زیرا بر این فرض است که مکانیسم اتصال خشونت سیاسی به مذهب را می­بایست در «ایدئولوژیزه ­کردنِ مذهب» سراغ گرفت. یافته­ها: با تقلیل ­­یافتن مذهب به ایدئولوژی در اثر روش­شناسیِ ظاهرگرایانه سلفیسم جهادی، خشونت نه تنها به ­لحاظ نظری از «توجیه یا تجویز» مذهبی برخوردار می­شود، بلکه «نحوه اِعمال» آن­ نیز در قالب فقه­التکفیر تصریح می­گردد. بدین منظور، مقاله حاضر پس از تحلیل خشونت سیاسی به منزله دلالت ایدئولوژی سلفیسم­ جهادی، سه مفهوم نکایه (تخریب)، توحش (ارعاب) و تمکین (استقرار) را متذکر می­شود. مفاهیمی که همچون «دستورالعمل­های فقهی» در جهت «استراتژی سیاسیِ» کسب، حفظ و گسترش سیادت به­ کار سَلَفی­های جهادی می­آیند.  نتیجه­گیری: این تحلیلِ ایدئولوژی­شناسانه، تبیینی از «سیاست خشونتِ» سلفیسم جهادی به ­مثابه آمیزه­ای از جهان­بینی سنتی (آموزه­های سلفی) و پدیدار مدرن (عقلانیت ابزاری معطوف به سلطه) به ­دست می­دهد. تجربه داعش، مصادیق مناسبی برای تبیین این فرض در اختیار می­نهد.