تبیین علل ناکامی داعش در عراق بر مبنای نظریه فرصت سیاسی سیدنی تارو و مک آدام

نویسندگان

1 دانشیار و عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

2 استادیار و عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه اردکان، اردکان، یزد، ایران.

doi
10.30479/psiw.2021.14863.2940
چکیده

هدف: سال 1396، سال شکست­ پروژه «خلافت» داعش در جغرافیای ­سیاسی عراق بود. خلافتی که در سال 1393 با اشغال بخش­های غربی این کشور و استان‌های موصل، صلاح­الدین، دیالی و الانبار آغاز گردید. این­ شکست در حالی رخ ­داد که هنوز این گروه ­تروریستی، بخش­هایی از خاک ­سوریه را در اشغال خود داشت. هدف­ مقاله حاضر، تبیین علل ­ناکامی داعش در عراق است. سؤال ­اصلی این­ است که «عوامل­ ناکامی داعش در تشکیل ­خلافت در جغرافیای ­عراق چیست؟» روش: برای این منظور، از روش­توصیفی – تحلیلی و نظریه فرصت ­سیاسی سیدنی ­تارو و مک­آدام استفاده شده است. یافته­ها: یافته­های­ پژوهش نشان می­دهد، اتحاد نخبگان حاکم در سرکوب­ داعش، بسته ­بودن فضای­سیاسی برای ورود آن­ها به بدنه نظام­ سیاسی، ثبات و اتحاد درونی ارکان ­حکومت، هوشیاری سیاسی شهروندان نسبت به ماهیت داعش و عدم دسترسی به متحدین سیاسی نافذ، راه هرگونه دست­یابی به فرصت سیاسی را برای داعش مسدود نمود و آن­ها را در حفظ خلافت و قلمرو تحت تصرف خود ناکام گذاشت.نتیجه­گیری: نظریه فرصت­های­سیاسی می­تواند شکست اعتراضات سیاسی و حرکت نیروهای جهادی سلفی در جغرافیای سیاسی عراق را که منشأ بحران­های امنیتی – اجتماعی بودند، با دقت ­بالایی توضیح دهد. در چارچوب این­ نظریه، موقعیت­ داعش متأثر از دو دسته عوامل ­داخلی و خارجی بود. در ارتباط با عوامل داخلی، نقش­ اختلافات بین مقامات ­سیاسی و گروه­های مذهبی و قومی قابل­ تأمّل است. در مورد عوامل­ خارجی، قطع حمایت­های مالی، نظامی و سیاسی از داعش و تشکیل ­ائتلاف منطقه­ای و بین­المللی علیه ­داعش در پایان خلافت آن نقش مؤثری داشت.