ارزیابی تعادل تغذیهای در مزارع چغندرقند استان کرمانشاه با روشهای انحراف از درصد بهینه (DOP) و تشخیص چندگانه (CND)
نویسندگان
1 استادیار پژوهشی بخش تحقیقات خاک و آب، مرکز تحقیقات، آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کرمانشاه، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی،
2 دانشیار موسسه تحقیقات خاک و آب، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
3 عضو هیات علمی بخش تحقیقات خاک و آب، مرکز تحقیقات، آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کرمانشاه
4 کارشناس ارشد خاکشناسی سازمان جهاد کشاورزی استان کرمانشاه.
doi
10.22092/ijsr.2023.359848.678چکیده
تجزیه گیاه، روش مفیدی است که با استفاده از روشهای انحراف از درصد بهینه (DOP) و تشخیص چندگانه عناصر غذایی (CND)، بهمنظور ارزیابی و بهینهسازی عناصر غذایی چغندرقند بکار میرود. لذا، بهمنظور ارزیابی وضعیت تغذیهای چغندرقند در استان کرمانشاه این تحقیق به مدت دو فصل زراعی (99-1397) اجرا شد. در هر سال حداقل تعداد 30 مزرعه که دارای دامنه متفاوتی از خصوصیات خاک بودند انتخاب گردید. در این پژوهش، گروه "عملکرد زیاد" در مزارع چغندرقند، با استفاده از روش انحراف از درصد بهینه (DOP) و تشخیص چندگانه عناصر غذایی (CND)، از طریق ریاضی، آماری و کاربرد تابع تجمعی متمایز گردید. همچنین، با استفاده از نتایج تجزیه گیاه، محدوده "کفایت" و "بحرانی" عناصر غذایی برای روش تشخیص چندگانه عناصر غذایی (CND) برآورد گردید. نتایج نشان داد که در مقایسه با حد بحرانی، خاک 85%، 10%، 97/5%، 67%، 93%، 100% و 5% مزارع به ترتیب دارای کمبود فسفر، پتاسیم، آهن، منگنز، روی، بور و مس بود. میانگین عملکرد مزارع حدود 67/6 تن در هکتار بود. بر اساس عملکرد، مزارع چغندرقند منتخب به دو گروه با عملکرد بالا و پایین دستهبندی شد. نتایج محاسبه شاخصهای انحراف از درصد بهینه و تشخیص چندگانه نشان داد که در بین عناصر غذایی پرمصرف، منیزیم، فسفر و نیتروژن و در بین عناصر کممصرف، آهن، منگنز و روی بیشترین کمبود را داشت. البته در بین دو روش مزبور اختلاف جزئی از نظر نیتروژن، منگنز و آهن در بین عناصر وجود داشت. بین شاخص تعادل تغذیهای " انحراف از درصد بهینه" و عملکرد، همبستگی 0.48 وجود داشت که در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. نتایج بهدستآمده از این پژوهش میتواند بهمنظور افزایش عملکرد و بهبود کیفیت محصول چغندرقند به شکل کاربردی مورد استفاده قرار گیرد