از تصرّف تا عشق: فهم کار معمار در مکتب صدرایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
2 عضو هیئت علمی، مرکز مستندنگاری و مطالعات معماری و مرمت، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
3 عضو هیئت علمی ، مرکز مستندنگاری و مطالعات معماری و مرمت، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
4 عضو هیئت علمی، گروه فلسفه و کلام، دانشکده الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
doi
10.30470/phm.2022.538104.2083چکیده
مکتب صدرایی قابلیت بالایی برای پاسخگویی به پرسشهای حوزة معماری در زمینههای مختلف دارد. این نوشته نیز در تلاش است تا کار معمار را بر مبنای این مکتب با استفاده از منظومة مفاهیمی که از کلام ملاصدرا استخراج شده، تبیین کند. روش کار تفسیر و استنتاج از آرای ملاصدراست، به گونهای که بتوان کار معمار را در وجوه مختلف تبیین نمود. در مکتب صدرایی کار معمار یکی از سه صناعت پایه است که به نیاز اساسی انسان یعنی جایی برای زندگی پاسخ میدهد؛ و این پاسخ ذومراتب است. بنابراین منظومهای از مفاهیم مرتبط با این کار از صنع، غایت، احاطه و تصرف گرفته تا نظم، علت، زیبایی و عشق مورد بحث قرار میگیرد. چنین میتوان گفت که معمار به عنوان یک صانع غایتمند، میتواند صوری خیالی، وهمی و یا عقلی از زندگی انسانی و کارهای انسان داشته باشد و در تلاش است تا با تصرف در محیط، تغییر اندازهها و روابط در طبیعت جایی برای زندگی او فراهم کند تا بستر بروز افعال متعدد انسانی شود. معمار با توجه به جایگاه وجودیاش به مرتبهای از احاطة ادراکی بر هستی و شناخت علتها و معلولها در نظام احسن وجود میرسد و با تصرف در محیط در راستای ایجاد جایی برای زندگی انسان، نظمی را در طبیعت تحقق میبخشد که زمینة رسیدن او به کمال مطلوب خویش میشود. معمار با درک زیبایی و برگزیدن محبوب، قوای درونی خویش را نظم میبخشد و از مجرای این نظم درونی، تصرفی در عالم میکند که کارش تجلیگاه حسن صورت محبوب و افعال مطلوب او باشد.