نقد و بررسی روش ولفسون در بازخوانی متون فلسفی و الهیاتی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی گروه فلسفه پردیس فارابی دانشگاه تهران

doi
10.30470/phm.2022.554850.2224
چکیده

ولفسون، فیلسوف نام­آشنای یهودی، با نگارش مجموعه­ای از آثار، در صدد بازنویسی تاریخ فلسفۀ غرب با محوریت یهودیت برآمد. او برای انجام این مهم، روش فرضی-استنتاجی یا روش تلمودی مطالعه متون را به­کار بست. ولفسون از این طریق به­دنبال مسائل حل­ناشده، منابع ناشناخته، روابط ناشناخته و مسیرهای ناشناختۀ فلسفه بود. چالش درک و کشف منشأ و خاستگاه، ساختار و تنوع نظام­های فلسفی برای او جذاب بود. با این که هیچ­گونه ارتباطی بین مطالعۀ تلمودی و تحقیقات فلسفی وجود نداشت و ولفسون کاملاً غرق در دومی بود، از یک قرابت روش­شناختی بین آن دو بهترین بهره­برداری را کرد. این روش مبتنی بر این پیش­فرض است که تناقض واقعی در اندیشه­های یک متفکر واقعی وجود ندارد. بدیهی است با یافتن یک مورد نقضی می­توان پیش­فرض فوق و به­تبع آن، روش مورد نظر ولفسون را زیر سوال برد. منسجم و نظام­مند نشان دادن اندیشه­های یک متفکر و بیان ناگفته­ها و نانوشته­های اندیشۀ وی، مرتبط ساختن مطالب غیرمرتبط و رفع تناقضات ظاهری اندیشه­های یک اندیشمند، از جمله کارکردهای روش پیش­گفته است. استفادۀ ولفسون از اصطلاحات، بدون توجه به تطور تاریخی آن­ها، تحمیل چارچوب فکری خود بر متفکر مورد بحث، گزافی و دل­بخواهی انتخاب کردن متن و یهودی­سازی تاریخ تفکر و جانبداری او از تفکر یهودی، از مهم­ترین نقدهایی است که بر او وارد است. افزون بر این، ابهامات یا خطرات قرائت متنی نیز می­تواند دستمایۀ روش او قرار گیرد.