تهیه نقشه رقومی ظرفیت زراعی و نقطه پژمردگی دائم خاک‌های زراعی بخش جنوبی دشت سیستان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه مهندسی آب دانشگاه زابل وعضو هیأت علمی موسسه تحقیقات خاک وآب. سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی، کرج. ایران

2 دانشیار گروه مهندسی آب، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، زابل

3 دانشیار گروه مهندسی آب، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل

4 دانشیار موسسه تحقیقات خاک وآب. سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی

5 دانشیار گروه مهندسی آب، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، زابل

6 استادیار موسسه تحقیقات خاک وآب. سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی، کرج. ایران

doi
10.22092/ijsr.2023.361678.699
چکیده

این پژوهش باهدف بررسی توزیع مکانی ویژگی­های خاک شامل ظرفیت زراعی (FC)، نقطه پژمردگی دائم (PWP) و کل آب قابل‌دسترس (TAW) با استفاده از روش کریجینگ معمولی (OK) و مدل جنگل تصادفی (RF) در بخش جنوبی دشت سیستان با مساحت حدود 147 هزار هکتار انجام شد. مقادیر FC، PWP و TAW و اجزای بافت خاک برای 200 نمونه خاک جمع‌آوری‌شده از عمق 30-0 سانتی­متری اندازه‌گیری شد. ارزیابی عملکرد دو روش‌ OK و RF بر اساس شاخص‌ درصد ریشه میانگین مربعات خطای نرمال شده (nRMSE) نشان داد که عملکرد روش OK با 5% خطای کمتر در پیش­بینی FC، 3% خطای کمتر در پیش­بینی PWP و 3% خطای کمتر در پیش­بینی TAW، اندکی بهتر از روش جنگل تصادفی است. مقایسه میانگین انحراف (Bias) هر دو روش نشان داد که مدل OK دو ویژگی FC و PWP را کمتر و مقدار TAW را بیشتر برآورد نموده است، اما روش RF هر سه ویژگی را بیش برآورد کرده است. نقشه­های پراکنش مکانی FC، PWP و TAW تولیدشده با مدل OK نشان داد که بیشترین مقدار FC(23%) و TAW(14%) در غرب و شمال شرق منطقه بود که دارای بافت سنگین‌تر و ارتفاع کمتری از سطح دریا هستند. در مناطق جنوبی و جنوب شرقی منطقه که دارای بافت خاک سبک‌تری هستند، مقدار آب قابل‌دسترس نسبت به مناطق غربی و شمال شرقی کمتر به دست آمد. در مدل RF، مهم‌ترین متغیر مستخرج از تصاویر ماهواره­ای، مدل رقومی ارتفاع بود و هر سه ویژگی در مناطقی که DEM کمتر بود، مقادیر بیشتری داشتند. به نظر می­رسد مسطح بودن منطقه و ناکافی بودن متغیرهای کمکی موجب دقت پایین­تر روش مدل جنگل تصادفی شده است.