الزامات و ضرورتهای ارائه یک چارچوب یکپارچه و جامع در ارزیابی سیاستهای مدیریت تقاضای آب شهری
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی
2 دانشگاه آزاد اسلامی
3 دانشگاه آزاد اسلامی
4 دانشگاه خاتم
5 دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22112/jwwse.2020.219990.1188چکیده
در سالهای اخیر کمبود شدید منابع و افزایش سریع هزینههای استحصال آب، باعث شده است که موضوع مصرف آب بیشتر مورد توجه قرار گیرد؛ بهویژه مصرف آب شهری که از حساسیت و اولویت بالاتری نسبت به دیگر کاربریها برخوردار است و بسیار پر هزینهتر است. این موضوع، متولیان صنعت آب و فاضلاب را به سمت شیوههای مدیریتی جدید از جمله مدیریت تقاضا و اقدامات صرفهجویانه در مصرف آب سوق داده است. این اقدامات و سیاستها نه تنها تبعات مثبت و منفی گستردهای را بر جنبههای مختلف در پی دارند، بلکه میتوانند با اثرگذاری بر اجزای مختلف سیستم، شدت و گستره این تبعات را تحت تأثیر قرار دهند. یکی از مهمترین این جنبهها، ابعاد اجتماعی و ذینفعان اصلی این حوزه یعنی خانوارها (مشترکین) است. از اینرو، هدف این مقاله پرداختن به موضوعات مذکور به بررسی الزامات و ضرورتها در ارائه یک چارچوب یکپارچه و جامع در ارزیابی سیاستهای مدیریت تقاضای آب شهری از جنبههای متعدد است. در این مقاله، ابتدا به ضرورت و اهمیت ارزیابی یکپارچه سیاستهای مدیریت تقاضای آب شهری و سپس با ارائه مفاهیم اصلی در این زمینه، به بررسی انواع رویکردهای رایج در زمینه ارزیابی یکپارچه پرداخته شده است. مثالهایی نیز برای بیان شفافتر مسئله بیان شده است. در نهایت مدل عامل بنیان بهعنوان رویکرد یکپارچهسازی برای بررسی نحوه تعاملات کوچک مقیاس اجتماعی و ارزیابی تبعات بزرگ مقیاس تجمعی جنبههای مختلف، معرفی شده است.