اثر انتخاب مصنوعی بر روی ساختار ژنتیکی جمعیتهای راش (Fagus orientalis Lipsky)
نویسندگان
1
2
3
doi
چکیده
در این پژوهش اثر انتخاب مصنوعی بهعنوان یکی از مهمترین عملیات در مدیریت جنگل که در طی تنککردن و انتخاب درختان بذرگیری اعمال میشود بر روی ساختار ژنتیکی راش (Fagus orientalis Lipsky) بررسی گردید. در ده جمعیت راش در طول گستره جنگلهای خزری، ژنوتیپ درختان جمعیت با ده درخت مادری و بذرهایشان (هفت بذر به ازاء هر درخت) بهعنوان نسل بعدی براساس لوکوسهای میکروساتلایتی پلیمورف مقایسه گردید. در 2 جمعیت نیز بذرها و جوانههای درختان بدفرم و خوشفرم برای مطالعه اثر انتخاب درختان با در نظر گرفتن ویژگیهای فنوتیپی در مدیریت جنگل، بررسی شدند. تفاوتهای معنیداری در غنای آللی یا تعداد آللهای مشاهده شده (Na)، تعداد آللهای مؤثر (Ne)، تعداد آللهای نادر، هتروزیگوسیتی مشاهده شده (Ho) و مورد انتظار (He) بین درختان و نمونههای بذری هر جمعیت مشاهده شد. به علت ارتباط بین وجود آللهای نادر و فنوتیپ درخت، حذف درختان با در نظر گرفتن ویژگیهای فنوتیپیشان باعث کاهش تعداد آللهای نادر و تغییر فراوانی آللی میشود که منجر به کاهش توانمندی ژنتیکی آینده میگردد. به علت مزیت تکاملی بلندمدت اشکال ژنی نادر، فقدان آللهای نادر میتواند منجر به کاهش توانمندی جمعیتها برای سازگاری و نیز کاهش قدرت بقاء در برابر تغییرات محیطی شود. این تغییرات نشان میدهد که انتخاب یا تنککردن شدید ممکن است اثر زیادی بر ساختار ژنتیکی جمعیتهای راش در بلندمدت بگذارد. در حالی که بنظر میرسد جمعیتهای راش تحت تأثیر فعالیتهای تنککردن جزئی قرار نمیگیرند، بنابراین سیستمهای انتخابی (تکگزینی و گروهگزینی) سیستمهای جنگلشناسی مناسبی برای جنگلهای راش خزری هستند. این مسئله حاکی از کارایی سیاستهای مدیریت پایدار جمعیت با تأکید بر سیستم جنگلشناسی نزدیک به طبیعت و کاربرد روشهای جنگلشناسی آمیخته است.