نقد نئوداروینیسم ماده‌گرایانه با تکیه بر آراء تامس نیگل

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد، گروه فلسفه، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران

2 دانشیار گروه فلسفه، دانشکده الهیات، دانشگاه تهران

doi
10.30470/phm.2022.539785.2079
چکیده

مطابق با تلقی نئوداروینیست­های ماده­گرا، حیات و همۀ امور مربوط به آن صرفاً نتیجۀ عملکرد قوانین مادی بوده و هیچ عامل غیرمادی یا ماورائی در ایجاد آن دخالتی نداشته است. از این رو، برای ارائه تبیینی جامع و نهایی دربارۀ جانداران نیز تنها کافی است قوانین مادی را بشناسیم و همه امور را به این قوانین فرو بکاهیم. تامس نیگل، فیلسوف ذهن و از مخالفان ماده­گرایی، با استدلال­هایی نظیر نامحتمل بودن پیدایش حیات از مادۀ بی­جان، غیر ضروری بودن عملکرد قوانین فیزیکی، وجود آگاهی و فروکاست­ناپذیری آن به امور فیزیکی و نهایتاً ناکارآمدی نظریۀ انتخاب طبیعی در تبیین عقل، به نقد نئوداروینیسم ماده­­گرایانه می­پردازد. اما دیدگاه خداباورانه را نیز با این استدلال که اولاً باعث ایجاد دوگانگی و شکاف تبیینی میان امر ذهنی و امر فیزیکی می­شود و ثانیاً این دیدگاه نیز همچون دیدگاه ماده­گرایان تبیین را به نقطۀ نهایی نمی­رساند، مورد نقد قرار می­دهد. در مقابل،  پیشنهاد وی فرضیۀ همه­جاندار­انگاری است که مدعی ارائه فهمی طبیعی، ضروری، جامع و در عین حال غیرمادی از طبیعت است. هدف این مقاله که به روش تحلیلی- انتقادی انجام پذیرفته است، در وهلۀ اول، نقد نئوداروینیسم ماده­گرایانه با بهره بردن از آراء انتقادی نیگل، و در وهلۀ دوم، استدلال بر این نکته است که بر اساس اصل استنتاج بهترین تبیین، خداباوری در مقایسه با ماده­انگاری و فرضیۀ نیگل، تبیین قابل قبول­تری است.