نقش محور مقاومت در تعاملگرایی امنیتی رژیم اشغالگر قدس و اعراب محافظهکار در جنوب غرب آسیا (2020-2010)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی تهران، دانشگده حقوق و علوم سیاسی
2 استادیار روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی
doi
10.30479/psiw.2021.12533.2717چکیده
هدف: بررسی چگونگی نقش محور مقاومت در جنوب غرب آسیا که زمینه نزدیکی دو قطب متضاد منطقه- اعراب محافظهکار و رژیم اشغالگر قدس- شده است، میباشد.روش: برای انجام پژوهش حاضر از چارچوب نظریه امنیت کپنهاک و روش توصیفی – تحلیلی استفاده شده است.یافتهها: پیروزی حزبالله در سال 2006 و حماس در سال 2008 بر رژیم اشغالگر قدس در مرحله اول، نگرانی شدیدی در دل رهبران آن رژیم و در مرحله دوم، سبب نگرانی محور محافظهکار از نفوذ محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران شد. از این رو، تضعیف محور مقاومت با ایجاد ایران هراسی و حزبالله در نظام بینالملل و جهان اسلام به عنوان عامل مشترک این دو قطب شد.نتیجهگیری: بحران 2011 سوریه مهمترین عامل در تغییر رویه کشورهای محافظهکار عربی از سیاست تدافعی به تهاجمی با مسلح کردن گروههای تکفیری در سوریه در راستای تضعیف محور مقاومت و قطع شاهراه راهبردی آن و همخوانی مسأله با راهبرد رژیم اشغالگر قدس، در نتیجه منجر به همکاری اطلاعاتی دو قطب متضاد هویتی در جهت تغییر وزن ژئوپلیتیکی جنوب غرب آسیا شده است.