ارزیابی مقایسه‌ای ترسیب کربن و خصوصیات خاک در کاربری‌های‌ اراضی مرتعی و زراعی (مطالعه موردی: چاتال، استان گلستان)

نویسندگان

1 گروه مدیریت مناطق بیابانی، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران

2 گروه مدیریت مناطق بیابانی، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران

3 گروه مدیریت مناطق بیابانی، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران

4 گروه مطالعات محیط زیست، دانشکده محیط زیست، دانشگاه واترلو، کانادا

5 گروه مرتع‌داری، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران

doi
10.48308/envs.2025.238362.1481
چکیده

سابقه و هدف: افزایش جمعیت و نیازهای روزافزون انسان باعث افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی و تغییر کاربری اراضی شده که منجر به تغییر اقلیم و گرمایش جهانی گردیده است. ترسیب کربن به‌عنوان یک راهکار مدیریتی برای کنترل میزان کربن در جو اهمیت ویژه‌ای دارد. هدف از تحقیق حاضر، مطالعه و ارزیابی میزان ترسیب کربن و خصوصیات خاک در کاربری‌های مرتع و کشاورزی در منطقه چاتال استان گلستان است.مواد و روش‌ها: این مطالعه در حوضه روستای چاتال در استان گلستان، با مساحت 3000 هکتار انجام شد. نمونه‌برداری از خاک از 100 نقطه در عمق 30–0 سانتی‌متر انجام گرفت. پارامترهای وزن مخصوص ظاهری، کربن آلی، pH، هدایت الکتریکی، بافت خاک و پایداری خاکدانه‌ها با استفاده از روش‌های استاندارد اندازه‌گیری شدند. پس از تعیین و محاسبه تمامی پارامترها، ابتدا نرمال بودن داده‌ها به‌وسیله آزمون شاپیرو-ویلک بررسی و به منظور بررسی و مقایسه دو کاربری مرتعی و زراعی از آزمون t-test استفاده شد همچنین همبستگی پارامترهای مطالعه شده با آزمون ضریب همبستگی پیرسون بررسی و در محیط نرم‌افزار R اجرا گردید.نتایج و بحث: نتایج نشان داد که میانگین کربن آلی در کاربری اراضی مرتعی (42/1 درصد) بیشتر از کشاورزی (79/0 درصد) است. همچنین، میانگین جرم مخصوص ظاهری در کاربری اراضی زراعی (51/1 گرم بر سانتی‌متر مکعب) کمتر از مرتع (06/1 گرم بر سانتی‌متر مکعب) بود. پایداری خاکدانه‌ها نیز در کاربری اراضی مرتعی (51/8) به‌طور معناداری بالاتر از کشاورزی (3/4) بود. همبستگی مثبت معناداری بین ماده آلی و ترسیب کربن در هر دو کاربری مشاهده شد، به‌طوری‌که ضریب همبستگی بین ماده آلی و ترسیب کربن در کاربری اراضی مرتعی 84/0 و در کشاورزی 77/0 بود. همچنین، هدایت الکتریکی تأثیر منفی بر ترسیب کربن در کاربری اراضی زراعی داشت (ضریب همبستگی 22/0-).نتیجه‌­گیری: نتایج این تحقیق نشان‌دهنده چالش‌های موجود در حفظ کیفیت خاک و ظرفیت ترسیب کربن در اراضی کشاورزی است. با توجه به نتایج مقایسه کاربری اراضی مرتعی و کشاورزی، مشخص است که کاربری اراضی مرتعی نقش بیشتری در ترسیب کربن دارد. این امر به دلیل وجود پوشش گیاهی پایدارتر و مدیریت بهتر مواد آلی در مراتع است. در کاربری‌های کشاورزی، معمولاً فعالیت‌های زراعی مانند شخم زدن و استفاده از کودهای شیمیایی می‌تواند منجر به کاهش محتوای کربن آلی خاک شود. در مقابل، کاربری اراضی مرتعی که معمولاً شامل پوشش گیاهی پایدارتر است، می‌تواند به حفظ و افزایش ترسیب کربن کمک کند. برای افزایش ظرفیت ترسیب کربن در هر دو نوع کاربری، ترویج شیوه‌های زراعی پایدار که به حفظ ساختار خاک و کاهش فشردگی آن کمک کند، حفظ و گسترش مراتع با جلوگیری از تبدیل آن‌ها به اراضی کشاورزی، ارائه آموزش‌های لازم به کشاورزان درباره اهمیت مواد آلی و روش‌های افزایش آن‌ها در خاک و انجام تحقیقات بیشتر، برای شناسایی بهترین شیوه‌ها برای افزایش ذخیره‌سازی کربن در هر دو نوع کاربری و در مناطق مختلف، پیشنهاد می‌شود؛ چراکه این توصیه‌ها می‌توانند به سیاست‌های مدیریتی مؤثر برای کاهش اثرات منفی تغییرات اقلیمی کمک کنند و بر لزوم توجه به شیوه‌های زراعی پایدار تأکید نمایند. کاربری اراضی مرتعی نقش بیشتری در ترسیب کربن نسبت به کشاورزی دارد. این نتایج تأکید می‌کنند که مدیریت مناسب منابع طبیعی و حفظ پوشش گیاهی می‌تواند به افزایش ظرفیت ترسیب کربن کمک کند. پیشنهاد می‌شود که شیوه‌های زراعی پایدار ترویج شود و از تبدیل مراتع به اراضی کشاورزی جلوگیری گردد.