ارزیابی برهمکنش ژنوتیپ در خاک ورزی، عملکرد و پایداری ژنوتیپهای نخود با ترکیب ویژگیهای روشهایAMMI و BLUP
نویسندگان
1 گروه تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان، لرستان، خرمآباد، ایران
2 گروه تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان، لرستان، خرمآباد، ایران
3 گروه تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان، لرستان، خرمآباد، ایران
4 گروه تحقیقات گیاهپزشکی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان لرستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، خرمآباد، لرستان، ایران
5 مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان کوهدشت، لرستان، ایران
6 مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان دلفان، دلفان، لرستان، ایران
doi
10.48308/envs.2025.238134.1474چکیده
سابقه و هدف: امروزه کشاورزی حفاظتی در مناطق دیم به دلیل پتانسیل آن برای به حداقل رساندن خطرات اقلیمی، کاهش فرسایش خاک، بهبود کیفیت خاک و رطوبت بیشتر قابل دسترس، اهمیت زیادی پیدا کرده است. مطالعات کمی در مورد برهمکنش خاکورزی × ژنوتیپ برای عملکرد نخود در زمینهای دیم گزارش شده است. هدف از این پژوهش، ارزیابی کارایی مدلهای استفادهشده در تجزیه پایداری شامل شاخصهای مختلف AMMI، ترکیب دو روش AMMI و BLUP، شاخصهای WAASB و WAASBY و همچنین ترسیم نمودارهای مختلف برای درک بهتر اثر متقابل ژنوتیپ در خاکورزی (محیط) و شناسایی ژنوتیپهای پر محصول نخود سازگار با شرایط آب و هوایی مناطق دیم در سیستمهای مختلف خاکورزی بود.مواد و روشها: شانزده ژنوتیپ نخود تحت سه سیستم خاکورزی شامل خاکورزی معمولی با حذف کامل بقایا (Conventional Tillage)، کمخاکورزی (شخم با گاوآهن قلمی داخل باقیمانده پوشش گیاهی در عمق 10 تا 15 سانتیمتری خاک – Reduced Tillage) و بدون خاکورزی با باقی ماندن پوشش گیاهی در سطح خاک (Conservation Agriculture) در مزارع کشاورز (پایگاه نوآوری) در شهرستان دلفان در استان لرستان، طی دو سال زراعی (1398-1400) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیههای آماری برای تعیین پایداری ژنوتیپها در سیستمهای مختلف خاکورزی، با استفاده از بسته تجزیه آزمایشهای چندمحیطی Metan و GGE در نرمافزار R انجام شد. از پارامترهای تجزیه AMMI و همچنین پارامترهای مبتنی بر تجزیه AMMI که شامل ASV،SIPC، EV، ZA، SSI، WAASB و WAASBY بودند، روی ماتریس برهمکنش ژنوتیپ در محیط (خاکورزی) حاصل از بهترین پیشبینی نااریب خطی (BLUP) استفاده شد.نتایج و بحث: نتایج آزمون نسبت درستنمایی نشان داد که اثر ژنوتیپ و برهمکنش ژنوتیپ در خاکورزی بر عملکرد دانه معنیدار بود؛ بنابراین، تجزیه بهترین پیشبینی خطی نااریب برای این دادهها مناسب تشخیص داده شد. بر اساس شاخص ارزش پایداری امی (ASV)، ژنوتیپهای 10، 4، 9، 14 و 12 دارای عملکرد پایدارتر بودند. شاخص انتخاب همزمان (SSIASV) بر اساس ASV، ژنوتیپهای 9، 4، 13، 10 و 6 را از نظر عملکرد دانه و پایداری عملکرد، به عنوان ژنوتیپهای برتر شناسایی کرد. نمودار بایپلات AMMI2 بر مبنای دو مؤلفه اصلی اول، ژنوتیپهای 11، 2 و 6 را به عنوان ژنوتیپهای دارای پایداری عملکرد شناسایی کرد. با توجه به این که در محاسبه بایپلات AMMI2، تمام مؤلفههای اصلی سهیم نیستند و فقط مؤلفههای اصلی اول و دوم با توجیه 18/47 و 25/26 درصد از برهمکنش ژنوتیپ در محیط به کار گرفته شدهاند، از شاخص پایداری ژنوتیپی WAASBY استفاده شد که امکان تفسیر همزمان بر پایه میانگین عملکرد و پایداری عملکرد را در یک نمودار دوبعدی فراهم میآورد. بر اساس شاخص WAASBY مبتنی بر تجزیه BLUP، ژنوتیپهای 4، 5، 6، 8، 9، 11 و 15 پرمحصول با عملکرد پایدار شناخته شدند. نتایج نمودار موزائیکی نشان داد که سهم ژنوتیپ و برهمکنش ژنوتیپ در محیط (خاکورزی) به ترتیب 38/5 و 62/94 درصد از تنوع کل بود.نتیجهگیری: درمجموع به نظر میرسد که استفاده از نمودار WAASBY با وزندهی متغیر از صفر تا صد برای شاخص WAASB و میانگین عملکرد دانه میتواند به نتایج مطمئنتری از تجزیه پایداری با بهرهگیری از تجزیههایی مانند تجزیه عاملی، BLUP و AMMI در شناسایی ژنوتیپهای برگزیده بینجامد. با توجه به این که از مدل مختلط و همچنین تمام مؤلفهها در محاسبه شاخص WAASBY استفاده شد، به نظر میرسد که این شاخص برتر از سایر شاخصها باشد.