بررسی نقش شورای امنیت در بحران یمن(2011-2018)

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
10.30479/psiw.2021.10449.2517
چکیده

هدف: جهان عرب طی دهه اخیر رخدادهای کم سابقه ای را پشت سر گذاشته است. تحولاتی که به ناآرامی در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا انجامید، کشور یمن را نیز متأثر از خود ساخت. شورش­های فراگیر در یمن از 2011 علیه حکومت علی عبدالله صالح شروع شد و با کناره­گیری وی و به قدرت رسیدن دولت انتقالی منصور هادی ادامه پیدا کرد، اما با کناره­گیری هادی از قدرت، اعلام موجودیت مسلحانه انصارالله و تهاجم نیروهای ائتلاف به رهبری عربستان به این کشور، پیچیدگی بحران بیشتر شد. سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که شورای امنیت سازمان ملل متحد چه نقشی در حل و فصل بحران یمن داشته است؟ روش: روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات نیز به صورت کتابخانه­ای می باشد و اسناد سازمان ملل متحد از طریق سایت سازمان، جمع­آوری و مورد بررسی قرار گرفته است.  یافته­ها: اهمیت راهبردی و ژئوپلیتیک یمن، به دلایلی مانند تسلط بر مهم­ترین تنگة استراتژیک دنیا (باب المندب)، دسترسی به دریای سرخ به خوبی حاکی از این است که هر نوع درگیری در این کشور، باعث مواجهة قدرت­های منطقه­ای و جهانی می شود. بر این اساس سازمان ملل متحد بویژه شورای امنیت، اقداماتی را جهت حل و فصل صلح­آمیز بحران یمن به انجام رسانیده است. نتیجه­گیری: یافته­های پژوهش بیانگر این است، شورای امنیت با تصویب بیانیه­ها و قطعنامه­هایی به ایفای نقش در بحران یمن پرداخته است، اما به خاطر ملاحظات سیاسی حول محور مداخله نظامی عربستان در یمن و حمایت غرب و در رأس آن ایالات متحده آمریکا از آن، شورا در حل نهایی و قطعی بحران موفق نبوده است.