بررسی تأثیر معادن زغالسنگ شرق گلستان روی کیفیت آب با نگاهی بر جمعیتهای دیاتومهای
نویسندگان
1 گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس، ایران
2 گروه شیلات، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس، ایران
3 گروه زیست شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس، ایران
4 گروه زیست شناسی، دانشکده علوم پایه، دانشگاه گنبدکاووس، گنبدکاووس، ایران
doi
10.48308/envs.2025.237934.1471چکیده
سابقه و هدف: یکی از مشکلات اصلی معدنکاری پسابهای حاصل از آن است که تأثیرات زیانباری روی کیفیت آبهای سطحی و زیرزمینی برجا میگذارد. استان گلستان دارای معادن متعددی است. با توجه به قرار گرفتن اکثر این معادن در مناطق جنگلی، لزوم پایش تأثیر معادن روی اکوسیستمهای مجاور ضروری به نظر میرسد. دیاتومهها به دلیل فراوان بودن در تمام اکوسیستمهای آبی، چرخه زندگی کوتاه و پاسخ سریع به تغییرات شرایط محیطی به عنوان شاخصهای زیستی مناسبی در نظر گرفته میشوند و بهطور گستردهای برای ارزیابی وضعیت کیفی آب استفاده شدهاند. این میکروارگانیسمها همچنین میتوانند شاخصهای بسیار خوبی در محیطهای آبی بسیار آلوده و متأثر از آلودگیهای معادن باشند. تاکنون هیچ مطالعهای در زمینه ارتباط دیاتومهها با معادن زغالسنگ در ایران انجام نشده است. در این بررسی، تأثیر زهابهای معادن زغالسنگ زمستان یورت و رضی در شرق گلستان روی جمعیتهای دیاتومهای مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: برای این مطالعه، در هر معدن دو ایستگاه انتخاب شد: ایستگاه اول در خروجی آب معدن و ایستگاه دوم بعد از اتصال پساب معادن موردنظر به رودخانههای خرمارود (در معدن زمستان یورت) و قرهچشمه (در معدن رضی). نمونهبرداریها طی فصل زمستان 1402 از روی بسترهای سنگی در ایستگاههای موردنظر انجام گرفت. همراه با نمونههای جلبکی، نمونههای آب نیز برداشت و در شرایط تاریک به همراه یخ جهت آنالیزهای بعدی به آزمایشگاه منتقل شد. نمونههای دیاتومهای پس از آمادهسازی و تهیه اسلایدهای دائمی با میکروسکوپ نوری بررسی و مورد شناسایی قرار گرفتند. درعینحال مقادیر پارامترهای آب در محل و همچنین در آزمایشگاه ارزیابی شد.نتایج و بحث: در این بررسی بهطورکلی 27 تاکسون دیاتومهای متعلق به 16 جنس شناسایی گردید که گونههای شناساییشده از سایر اکوسیستمهای آبی استان گلستان نیز گزارش شدهاند. بیشترین فراوانیها متعلق به گونههای Achnanthidium minutissimum, Diatoma moniliformis و GompHonema pumilum بود که این گونهها در مطالعات انجامشده در سایر اکوسیستمهای استان گلستان نیز کمابیش جزو گونههای دارای بیشترین فراوانی گزارش شدهاند. نتایج دادههای هیدروشیمی آب، pH آب را قلیایی و بیش از 8 نشان داد که این نتیجه با نتایج تاکسونهای دیاتومهای شناساییشده نیز مطابقت دارد؛ به این صورت که 71/60% آنها جزو گونههای آلکالیفیل هستند که در pH بیشتر از 7 دیده میشوند و بقیه نیز گونههایی که در pH 7 دیده میشوند. اگرچه با فاصله گرفتن از معادن میزان شوری افزایش یافت، اما میزان آن در محدوده آبهای شیرین بود و این افزایش بهاندازهای نبود که روی جمعیت دیاتومهای تأثیر قابلتوجهی داشته باشد. از نظر میزان تحمل تاکسونها نسبت به آلودگیهای آلی، قسمت عمده گونههای شناساییشده در هردو معدن جزو گونههای مقاوم به آلودگی بودند و از نظر وضعیت تروفی نیز قسمت عمده گونههای موجود، شاخص آبهای یوتروف بودند و بعد از آن گونههایی که قادر به زیست در تمام وضعیتهای تروفی هستند.نتیجهگیری: از جمله اثرات معدنکاری که میتواند تأثیر قابلتوجهی در ترکیب جمعیتهای دیاتومهای داشته باشد، تغییر محسوس در pH و شوری آب است که بر اساس یافتههای این تحقیق، از نظر پارامترهای ذکرشده، تغییر محسوسی مشاهده نشد و تاکسونهای شناساییشده در این مطالعه، از سایر اکوسیستمهای استان گلستان نیز گزارش شدهاند؛ بااینحال، ایستگاههای بررسیشده در این مطالعه از غنای گونهای کمی برخوردار بود که یکی از مشخصههای اکوسیستمهای تحت تأثیر معادن میباشد، همچنین تاکسونهای شناساییشده همه جزو گونههای مقاوم به آلودگی یا دارای دامنه اکولوژیکی وسیع هستند؛ بنابراین، پیشنهاد میشود که مطالعات و آزمایشات بیشتری در زمینه آلودگی آب رودخانهها، بهویژه در ارتباط با فلزات سنگین احتمالی که ممکن است از طریق روانابهای معادن وارد این رودخانهها شده باشند، انجام شود.