چالش شکار غیر قانونی پرندگان مهاجر و مشارکت در حفاظت: تحلیل آسیب‌شناسانه عوامل مؤثر در تالاب بین‌المللی سرخ‌رود

نویسندگان

1 گروه علوم و مهندسی مرتع، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران

2 گروه زیست‌شناسی دریا، دانشکده علوم دریایی و محیطی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

3 گروه علوم محیط زیست، دانشکده علوم دریایی و محیطی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

4 گروه علوم محیط زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران

doi
10.48308/envs.2026.239523.1502
چکیده

سابقه و هدف: مشارکت مردمی به‌عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار از دهه 1970، به‌ویژه در کشورهای درحال‌توسعه، مورد توجه نهادهای بین‌المللی چون بانک جهانی و UNDP قرار گرفت. این نگاه، پاسخی به ناکامی رویکردهای متمرکز توسعه‌ای بوده و بر نقش‌آفرینی جوامع محلی در مدیریت منابع تأکید دارد. دستور کار21 و برنامه توسعه پایدار 2030 نیز اهمیت مشارکت مردمی در حکمرانی محیط‌زیست را برجسته ساخته‌اند. در ایران، با وجود جایگاه قانونی حفاظت محیط زیست، چالش‌هایی نظیر سیاست‌گذاری‌های نامناسب، بهره‌برداری ناپایدار و کم‌توجهی به نقش جوامع محلی، بحران‌های زیست‌محیطی را تشدید کرده است. در این میان، تالاب سرخ‌رود به‌عنوان زیستگاهی حساس در شمال کشور با مشکل شکار پرندگان مهاجر و حفاظت از آن روبروست که بدون همکاری مؤثر صیادان، کشاورزان و ساکنان بومی میسر نخواهد بود. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر مشارکت ذی‌نفعان محلی در حفاظت از این تالاب و تحلیل تأثیر این عوامل در تقویت رویکردهای مشارکتی انجام شد.مواد و روش‌ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و در منطقه سرخ‌رود استان مازندران انجام شد. جامعه آماری شامل صیادان، کشاورزان، کارشناسان و سایر ذی‌نفعان مرتبط با اکوسیستم تالاب بود. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه محقق‌ساخته استفاده شد که روایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن با آلفای کرونباخ 0.84 تأیید گردید. نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی طبقه‌ای و با حجم نمونه 350 نفر انجام شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری چون کولموگروف-اسمیرنوف، همبستگی پیرسون و مدل لاجیت تحلیل شدند. به‌منظور تحلیل دقیق‌تر متغیرهای آگاهی و هنجار اجتماعی، از آمار توصیفی نیز بهره گرفته شد.نتایج و بحث: نتایج نشان داد که مشارکت مردمی در حفاظت از تالاب سرخ‌رود تحت تأثیر عوامل متعددی است. بر اساس تحلیل‌های توصیفی، هنجارهای اجتماعی (میانگین=3.95) و سرمایه اجتماعی (میانگین=3.93) بیشترین تأثیر و دارایی فیزیکی (میانگین=3.15) کمترین تأثیر را بر مشارکت داشتند. آزمون کولموگروف-اسمیرنوف نشان داد که توزیع داده‌ها نرمال بوده و آزمون لون همگنی واریانس‌ها را تأیید کرد. در تحلیل همبستگی پیرسون، سطح آگاهی (0.475) و هنجارهای اجتماعی (0.438) بیشترین همبستگی را با مشارکت داشتند. همچنین، در مدل لاجیت، متغیرهای درآمد، سطح زیر کشت، عضویت در نهادهای اجتماعی، تعداد اعضای خانوار و اعتماد به نهادهای حفاظتی در سطح 99٪ معنادار بوده و اثر مثبتی بر احتمال مشارکت داشتند. بیشترین اثر مربوط به درآمد (0.877) و کمترین اثر به تعداد اعضای خانوار (0.079) اختصاص داشت. این یافته‌ها اهمیت عوامل اقتصادی و اجتماعی را در مشارکت فعالانه مردم تأیید می‌کنند. در بررسی نگرش بهره‌برداران، حفاظت از تالاب به‌عنوان منبع درآمد برای مردم و جلوگیری از تخریب خاک و آب در اولویت قرار داشت، درحالی‌که کارکردهای زیست‌محیطی کمتر شناخته‌شده مانند ذخیره‌گاه کربن، در اولویت پایین­تر قرار گرفتند. این موضوع ضرورت آموزش‌های هدف‌مند و مبتنی بر تبیین کارکردهای اکوسیستمی را برجسته می‌سازد. همچنین، در بُعد هنجارهای اجتماعی، بیشترین توافق بر گویه‌هایی چون «لزوم تصمیم‌گیری مردم در حفاظت» و «ضرورت اتحاد برای مقابله با شکار غیرمجاز» مشاهده شد. در مقابل، گویه «حفاظت تالاب سودی برای مردم ندارد» کمترین مقبولیت را داشت. مقایسه نتایج با مطالعات مشابه در کشور نیز نشان داد که الگوهای موفق حفاظت مشارکتی همواره با دانش‌افزایی، کاهش وابستگی معیشتی و تعامل مستمر با جامعه محلی همراه بوده‌اند.نتیجه‌گیری: تحقیق حاضر نشان داد که ارتقاء سطح آگاهی، نهادینه‌سازی هنجارهای اجتماعی و تقویت زیرساخت‌های معیشتی، پیش‌نیازهای اصلی مشارکت مؤثر در حفاظت از تالاب سرخ‌رود هستند؛ بنابراین، طراحی سیاست‌هایی تلفیقی با محوریت آموزش محیط‌زیستی، ایجاد انگیزه‌های اقتصادی و اعتمادسازی می‌تواند بستر مناسبی برای توسعه حفاظت مشارکتی فراهم سازد.