تأثیر خشکسالی بر جابجایی جمعیت و پیامدهای اجتماعی آن در فضاهای پیراشهری زنجان
نویسندگان
1
2
doi
10.22034/jpusd.2026.574408.1392چکیده
خشکسالی با مختلکردن نظامهای معیشتی و زیستمحیطی در مناطق پیراشهری، محرک جابجاییهای گسترده جمعیتی میشود. این جابجاییها، پیامدهای اجتماعی عمیقی بر ساختار جوامع مبدأ و مقصد، ازجمله فروپاشی شبکههای اجتماعی، تشدید نابرابریها و تغییر الگوهای اسکان شهری بر جای میگذارد. پژوهش حاضر باهدف تأثیر خشکسالی بر جابجایی جمعیت و پیامدهای اجتماعی آن در فضاهای پیراشهری زنجان انجامشده است. این پژوهش کاربردی با روش ترکیبی (کیفی-کمی) و ابزار پرسشنامه انجام شد. دادهها از دو گروه ۵۰ نفری از خبرگان (با روش دلفی) و 334 نفر از ساکنان محلی حاشیه شهر زنجان، گردآوری شد. برای تحلیل دادهها از روشهای دلفی، آزمون t تکنمونهای و مدل DEMATEL استفاده گردید. نتایج روش دلفی حاکی از اجماع قوی و پایداری بالا در نظرات خبرگان نسبت به شاخصهای اثرات اجتماعی است، بهطوریکه اختلاف ناچیز مقادیر کریسپ بین دو مرحله (بین 004 / 0 تا 015/0)، اعتبار محتوایی و قابلیت اتکای چارچوب شاخصهای پژوهش را تأیید میکند. سپس براساس نتایج آزمون t تک نمونهای، مهاجرت به حاشیه شهر زنجان منجر به بهبودهای اقتصادی شکننده و ناپایدار شده است که آسیبپذیری ساختاری ناشی از خشکسالی را رفع نکرده است. در مقابل، این جابجایی با گسست عمیق شبکههای اجتماعی، سقوط حس تعلق و افزایش استرس همراه بوده و یک «تله آسیبپذیری» ایجاد کرده که تابآوری مهاجران را کاهش داده و پایداری سکونت در این مناطق را با تردید مواجه ساخته است. درنهایت براساس مدل دیمتل، «وضعیت اقتصادی» پیشران کلیدی (علت) سیستم است و بیشترین تأثیر را بر دیگر مؤلفهها میگذارد، درحالیکه «چشمانداز آینده» یک مؤلفه وابسته (معلول) است. «انسجام اجتماعی» و «سلامت روانی» نقش واسطه حیاتی دارند و برای جلوگیری از تبدیل رشد اقتصادی به شکاف اجتماعی، مداخلات باید بهطور همزمان بر بهبود اقتصاد و تقویت شبکههای حمایتی متمرکز شوند.