تأملی بر مبانی علمشناسیِ سهروردی و ظرفیتسنجی آن در ارائۀ الگوی آموزشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای حکمت متعالیه، گروه فلسفه کلام، دانشکده الهیات و معارف اهل بیت، دانشگاه اصفهان، اصفهان
2 استادیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه شیراز
doi
10.30470/phm.2021.141742.1918چکیده
این نوشتار در پی واکاوی مبانی حکمت اشراق در ارائۀ تعریف نوینی از علم و ترسیم الگویی آموزشی بر آن اساس است. با تأملی در مبانی نورشناسی اشراقی، معرفتشناسی، انسانشناسی و روششناسی سهروردی این مطلب متبادر میشود که مراتب نور، مراتب ادراک و مراتب نفس انسانی کاملاً متناظر هستند و انسان با ارتقای درجات نوری خود با دستورالعملهای خاص، به لحاظ ادراکی نیز مترقی میشود. از اینرو میتوان تعریف نوینی از علم ارائه کرد که اعتبار آن بهطور کلی با دیگر نظریههای حوزۀ معرفت متفاوت است. از نظر سهروردی «شهود» بهعنوان پشتوانهای عظیم برای فهم درجات عمیق حقیقت تلقی میشود که نیل به آن از طریق عالم خیال و ارتقای ساحت نورانیت انسان میسور است. نوشتار حاضر بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی مبانی و مختصات این نوع از علمشناسی در حکمت اشراق -که میتوان آن را علم اشتدادی نامید- بپردازد و از این رهگذر، نتایج آموزشی آن را تبیین کند. مطابق نتایج این جستار «تکامل تدریجی مراتب ادراک» و به تبع آن «رسمیت فهمهای مختلف از حقیقت واحد» بهگونهای که منجر به شکاکیت و نسبیت محض نشود، دو نتیجۀ اساسی نظریۀ علم اشتدادی خوانده میشود که تحقق آن منوط بر پیادهسازی تعریف و ابعاد نظریۀ علم اشتدادی و اتخاذ راهکارهای متناسب در سیستم آموزشی است؛ از اینرو به نظر میرسد ظرفیت وسیع حکمت اشراق در استنباط ابعاد مختلف آموزش و بهبود اجزای سیستم آموزشی نظیر اصول، نتایج و راهکارهای تعلیم، غیر قابل انکار باشد.