بررسی روند دگرگونی خودآگاهی مدنظر ارسطو در آرای ابن‌سینا و آکوئیناس

نویسندگان

1 1. دانشجوی دکتری حکمت متعالیه، دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.30470/phm.2021.525287.1963
چکیده

در فلسفۀ مشائی، دو دیدگاه درخصوص خودآگاهی به‌چشم می‌خورد؛ دیدگاهی که خودآگاهی را به چیزی جز ذات فاعلِ شناسا مشروط می‌کند و رأیی که می‌گوید به‌محض پیدایش ذات فاعل شناسا، بی ‌هیچ قیدی، خودآگاهی نیز ایجاد می‌شود. معمولاً خودآگاهیِ مشروط به ارسطو نسبت داده می‌شود و مخالف جدی وی نیز ابن‌سیناست که ذات انسانی و خودآگاهی را جدایی‌ناپذیر می‌داند. آکوئیناس که از طرف‌داران خودآگاهی مشروط است، سعی می‌کند با تمایزگذاری میان خودآگاهی استعدادی و بالفعل، در عین التزام به دیدگاه ارسطو و مشروط‌کردن خودآگاهی به تجربۀ حسی، از ابهام‌ها و ایرادهای دیدگاه او بپرهیزد و مزایای دیدگاه سینوی (از قبیل حفظ شهود و منظر اول‌شخصی و حفظ هویت وجودشناختی‌ شخص) را حفظ کند؛ اگرچه وی در این ترکیب‌کردن، از ابهام‌های دیدگاه ارسطو می‌کاهد، اما به دلیل شکافی که میان ناآگاهی موجود در خودآگاهی استعدادی و آگاهی در خودآگاهی بالفعل هست، نمی‌تواند مزایای دیدگاه سینوی را حفظ کند و از سد ایرادهای شیخ بگذرد.