تحلیل رقابت تسلیحاتی غرب آسیا بر اساس دیدگاه واقعگرایی تهاجمی و تدافعی با استفاده از روش تصحیح خطای برداری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد، گروه اقتصاد نظری، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران
2 کارشناسی ارشد اقتصاد، گروه توسعه اقتصادی و برنامه ریزی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه بجنورد، بجنورد، ایران
doi
10.30479/psiw.2021.10580.2903چکیده
هدف: رویکرد آرمانگرایی در روابط بینالملل معتقد است افزایش تسلیحات موجب تشدید درگیری و جنگ میشود و خلع سلاح را راهکار شکلگیری امنیت میداند. در مقابل، رویکرد واقعگرایی بر وجود آشوب و هرج و مرج بین کشورها تأکید میکند، اما برای پاسخ به معمای تأمین امنیت، دو دیدگاه از آن منشعب میشود: واقعگرایی تدافعی و واقعگرایی تهاجمی. واقعگرایی تدافعی معتقد است کشورها در یک ساختار آشوبزده برای تأمین امنیت باید به سمت ایجاد توافقاتی در جهت کنترل تسلیحات پیش روند. در مقابل، واقعگرایی تهاجمی توضیح میدهد که دولتها قدرت نظامی خود را افزایش میدهند تا با رسیدن به سلطه و هژمونی، به امنیت دست یابند. چون هیچ کشوری تمایل ندارد از سایرین عقب بماند، مسابقهای بر سر تأمین تسلیحات رخ میدهد که بدان رقابت تسلیحاتی میگویند. هدف مقاله حاضر آن است که پدیده رقابت تسلیحاتی در میان کشورهای منتخب منطقه غرب آسیا؛ شامل ایران، ترکیه، عربستان و رژیم صهیونیستی در فاصله سالهای 1977 تا 2017 را مورد بررسی قرار دهد. روش:اساس مدلسازی نظری در مقاله حاضر، الگوی ریچاردسون و مطالعه تجربی نیز مبتنی بر رویکرد اقتصادسنجی سری زمانی از نوع مدل تصحیح خطای برداری (VECM) است. یافتهها: نتایج پژوهش حاکی از آن است که ایران با رژیم صهیونیستی در رقابت تسلیحاتی است. از سوی دیگر، عربستان و ترکیه، هر دو به صورت یکطرفه تحت تأثیر مخارج نظامی رژیم صهیونیستی هستند. بدین ترتیب مشاهده میشود که تغییر در مخارج نظامی رژیم صهیونیستی علت تغییر در مخارج نظامی هر سه کشور ایران، عربستان و ترکیه بوده است. نتیجهگیری: هر سه کشور ایران، عربستان و ترکیه، رژیم صهیونیستی را تهدیدی برای خود تلقی میکنند و درنتیجه این کشور را میتوان عامل مهمی در بیثباتی منطقه دانست. از سوی دیگر نتایج نشان میدهد که به لحاظ تاریخی یک رقابت تسلیحاتی در منطقه غرب آسیا شکل گرفته است که با توجه به شرایط حساس موجود، لازم است اقدامات فوری برای رفع آن صورت پذیرد.