بررسیِ مقایسه‌ایِ نظرگاهِ ارسطو دربارۀ جایگاهِ «فضیلتِ اخلاقی» در «سعادتِ انسان» در اخلاقِ نیکوماخوس و اخلاقِ ائودِموس

نویسندگان

1 دانشگاه تبریز

2 دانشیار گروه آموزشی فلسفه دانشگاه تبریز

3 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تبریز

4 استادیار حکمت و کلام دانشکده الهیات و ادیان دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.30470/phm.2020.112069.1656
چکیده

ارسطو در دو رسالۀ اخلاقِ نیکوماخوس و اخلاقِ ائودموس «سعادت» را به «فعّالیّتِ فضیلت‌مندانه» تعریف می‌کند. او با پرداختن به علم‌النّفس و توجّه به فضیلتِ اجزای نفس́ می‌کوشد تا به تعریفِ نهاییِ «سعادت» و «فعّالیّتِ فضیلت‌مندانه» دست یابد. وی در اخلاقِ نیکوماخوس به این نتیجه می‌رسد که سعادتِ نهایی́ عبارت از «تفکّرِ نظری» است. امّا در اخلاقِ ائودموس́ «سعادت» را به «فعّالیّتِ زندگیِ کامل بر طبقِ فضیلتِ کامل» تعریف می‌کند. به عبارتِ دیگر، او در آنجا سعادت را شاملِ همۀ فضایل، از جمله تفکّرِ نظری و فضایلِ اخلاقی، می‌داند. این دو تعریفِ ظاهراً متفاوت از «سعادت» نشان می‌دهد که فضیلتِ اخلاقی́ جایگاهِ یکسانی در آن دو رساله ندارد. در این مقاله، ابتدا اندیشۀ اخلاق‌شناختیِ ارسطو در آن دو رساله را بیان می‌کنیم و، سپس، نشان می‌دهیم که ارسطو فضیلتِ اخلاقی را در پایانِ اخلاقِ نیکوماخوس شرطِ لازمِ سعادت و تفکّرِ نظری می‌داند، ولی در اخلاقِ ائودموس آن را همراه با تفکّرِ نظری́ مقوّمِ سعادت می‌داند. چنین تفاوتی به تفاوتِ نگاهِ ارسطو به زندگیِ انسانِ سعادتمند در اخلاقِ نیکوماخوس و اخلاقِ ائودموس بازمی‌گردد. ارسطو در اوّلی با انسان در «ساحتِ فعّالیّتِ خداگونه» سروکار دارد، ولی در دومی با انسان در «ساحتِ فعّالیّتِ انسانی».

کلیدواژه‌ها